اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مناقب اهل بیت علیهم السلام

52٬829

کتاب شریف  «مناقب اهل‌بیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه می‌باشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهما‌السلام ایراد فرموده‌اند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمی‌شود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار می‌سازند.  مهمترین مطالب این اثر:  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام مصداق صراط مستقیم  • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام پدر معنوی امّت  • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت  • نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام به حکومت   • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر  • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیه‌السلام، میزان سنجش اعمال  • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه  • شرحی مبسوط از فداکاری‌، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام   • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیک‌تر، در دنیا و آخرت کامیاب‌تر  • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی‌ علیه‌السلام

سرای جاوید

مناقب اهل بیت علیهم السلام

205
  • بهره‌مند است؛ یعنی احکام اسلام بر او مترتّب می‌شود؛ بدنش پاک است؛ دختر مسلمان را می‌تواند به ازدواج بگیرد؛ در مساجد مسلمان‌ها می‌تواند وارد بشود؛ در قبرستان مسلمان‌ها دفنش می‌کنند؛ از غنائم جنگ می‌برد؛ از أفیاء (فیء) و بیت‌المال آنچه را که سهم او می‌شود مانند یکی از مسلمانان بهره می‌برد؛ و هم‌چنین سایر احکام ظاهریّۀ اسلام بر او مترتّب می‌شود. حالا خواه این اسلام به قلب او هم اثر کرده باشد، دل او را هم مؤمن کرده باشد یا نکرده باشد؛ این از لوازم ظاهری حکم به اسلام است. امّا اگر قلب، این اسلام را بپذیرد و تصدیق کند و اعتقاد برای دل باشد؛ و علامتش هم این است که اعمالی را که انسان انجام می‌دهد گواهی این معنا را می‌کنند، طبق آن عقیده‌ای که انسان در دل دارد، جوارح و دست و پا و چشم و زبان و سایر اعضاء بر آن اساس حرکت می‌کند و تصدیق آن ایمان قلبی را می‌کند، این می‌شود ایمان. پس احکام ظاهری بر اسلام مترتّب است؛ و ایمان، عملی است که در قلب صورت می‌گیرد و نتایج اُخروی و مَثوبات اُخروی بر ایمان مترتّب است.

  •  حضرت می‌فرماید: «الإیمانُ ما وَقَّرَتهُ القُلوبُ»؛ وَقَّرَه: أی استَحکمَهُ وَ جَعَلَ لَهُ سُکنیٰ وَ شَدَّدهُ وَ أحکمَهُ وَ أتقَنَه. وَقَّرَه یعنی: محکم آن را گرفت، جا داد، مراعات جوانبش را کرد. وقتی دل ایمان را بگیرد و در خود بپذیرد و اعضاء و جوارح هم تصدیق کند، کسی که مؤمن باشد زبانش بر طبق ایمان حرکت می‌کند، گوشش بر طبق ایمان حرکت می‌کند، دستش، پایش بر همان اساس و ایمان حرکت می‌کند؛ این می‌شود ایمان. امّا اسلام آن چیزی است که فقط بر زبان جاری می‌شود و به‌واسطۀ او، نکاح و سایر احکام ظاهری اسلام مترتّب است. البتّه در قرآن مجید آیاتی هم داریم که اسلام به معنی ایمان باشد؛ آن بر اصطلاح دیگر است. این یک اصطلاح بود که طبق این آیۀ قرآن خداوند علیّ أعلیٰ اسلام را که در اینجا به معنی تسلیم ظاهری است، در مقابل ایمان قرار داده است. امّا آنجایی که اسلام عین معنی ایمان دارد، آنجا اسلامی است که در قلب اثر کرده باشد، مرتبۀ انقیاد و تسلیم و اطاعت، از ظاهر به باطن سرایت کرده باشد؛ آن‌وقت معنی اسلام مساوق با معنی ایمان است.

  •  

/ 693