اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مناقب اهل بیت علیهم السلام

52٬829

کتاب شریف  «مناقب اهل‌بیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه می‌باشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهما‌السلام ایراد فرموده‌اند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمی‌شود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار می‌سازند.  مهمترین مطالب این اثر:  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام مصداق صراط مستقیم  • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام پدر معنوی امّت  • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت  • نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام به حکومت   • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر  • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیه‌السلام، میزان سنجش اعمال  • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه  • شرحی مبسوط از فداکاری‌، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام   • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیک‌تر، در دنیا و آخرت کامیاب‌تر  • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی‌ علیه‌السلام

سرای جاوید

مناقب اهل بیت علیهم السلام

214
  • مورد تفتیش و سوء‌ظن. و مردم جرأت نمی‌کردند بروند مگر افراد خواص! حضرت هادی علیه السّلام غالباً در منزل بودند و اصلاً از منزل بیرون نمی‌آمدند؛ و بعضی از شیعیان که می‌خواستند حضرت آقا را ملاقات کنند، اینها منتظر می‌شدند روز جمعه که خلیفه برای نماز جمعه می‌رود و حضرت هم باید برای نمازجمعه بروند، در راه آن حضرت را ببینند؛ یا بعضی از روزهایی که خلیفه به صید می‌رود و بزرگان و اعیان و وزراء در رکاب او می‌روند، من‌جمله حضرت علیٌّ الهادی را مجبور می‌کرد که در رکاب خودش به صید برود، و در آن وقت، حضرت را ملاقات کنند!1

  • ملاقات علی بن مهزیار با حضرت هادی علیه السّلام

  •  علی بن مهزیار اهوازی نقل می‌کند. این روایت، روایت عجیبی است! اصل این روایت در مناقب ابن‌شهرآشوب است او نقل می‌کند از کتاب المعتمد فی الاصول که علی بن مهزیار اهوازی می‌گوید:

  • من آمدم در سامرّاء و بعد از حضرت جواد علیه السّلام در امامت شک داشتم؛ نمی‌دانستم امامت با کیست و یقین نداشتم که امامت با حضرت امام هادی است؛ آنجا متوقّف شدم تا اینکه مطلب بر من ثابت بشود.

  • چندین روز گذشت تا یک روز خلیفه عازم شد برای صید، تمام بزرگان و اشراف و وزراء هم آماده شدند برای صید و هوا گرم بود و همه هم لباس تابستانی پوشیده بودند؛ فقط در میان تمام این جماعت من دیدم یک نفر لباس زمستانی و جُبّۀ زمستانی پوشیده و تِجفافِ فَرَسش (یعنی: آن جُلی که روی اسب می‌اندازند) از نمد است و جُلّ زمستانی است و دُم این اسب را هم گره زده است، و مردم می‌گفتند: «اُنظُروا إلیٰ هذا المَدَنّی؛ ببینید این مدنی چرا هم‌چین کرده است؟! هوا به این گرمی این آمده لباس پشمینه پوشیده و نمد بر تن کرده و با این وضع اسب خودش را با یک روپوش غلیظی مستور کرده است!» از کار این مدنیّ متعجّب بودند، این شخصی که اهل مدینه است! مقصود همان حضرت امام دهم است.

  •  

    1. الخرائج و الجرائح، ج ‌١، ص ٣٩٩ و ٤٠٣.
/ 340