
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
228متأسّفند که چرا ما در آن زمان نبودیم که او را بکشیم، آن حِقد و حسد خود را به خراب کردن قبر و بازی کردن با استخوانها در میآورند!1
تحمّل شدائد و مصیبتها توسّط اهلبیت علیهم السّلام برای هدایت انسان
امّا ائمّه علیهم السّلام دین را با این شرائط نگاه داشتند!! سیّدالشّهدا علیه السّلام با این شرائط نگاه داشت! شمشیرها آمد برای اینکه آن حضرت را قطعهقطعه کند! و واقعاً اگر تاریخنویسها و محدّثین، از شیعه، از سنّی، از آن زمان تا به حال داعی نداشتند بر اینکه جزئیّات کار را بر ما بنویسند، اصلاً ما نمیتوانستیم باور کنیم! اگر قسم برای ما یاد میکردند ما نمیتوانستیم باور کنیم که آخر اولاد پیغمبر را بیاورند زیر شمشیر قطعهقطعه کنند؟! به چه جرم و به چه گناه؟! هیچ! آدم نمیتواند باور کند! اصلا ًنمیتواند باور کند! یکی از بزرگان در شعر خودش میگوید که:
من از تحریر این غم ناتوانم *** که تصویرش زده آتش به جانم تو را طاقت نباشد از شنیدن *** شنیدن کی بود مانند دیدن2 من نمیتوانم تحریر خودم را بیان بکنم چرا؟ چون نمیتوانم تصویر کنم!
در روایات داریم: «فَقَطَّعوهُ بِسُیوفِهِم إربًا إربًا!» عین روایت است که: «وقتی حضرت علیّ اکبر عمود بر سرش خورد و به روی زین و گردن اسب برگشت، اسبْ آن حضرت را حرکت میداد در میان لشگر، این لشگر، بدن آن حضرت را قطعهقطعه کردند! «فَقَطَّعوهُ بِسُیوفِهم إربًا إربًا!»3
﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ﴾؛4 ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾!5
نسئَلُک اللهُمَّ و نَدعوک و نُقسِم علیک بمُحمّدٍ و علیٍّ و فاطمةَ و الحَسَنِ و
- البدایة و النّهایة، ج ١١، ص ١٢٦. رجوع شود به امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٢١٨.
- لهوف منظوم (معراج المحجة)، ص ٣١١.
- نفس المهموم، ص ١٨٩ ـ ١٩١؛ دمع السّجوم، ص ١٦١ ـ ١٦٣.
- سوره شعراء (٢٦) آیه٢٢٧.
- سوره بقره (٢) آیه ١٥٦.
