
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
25یعنی آن راهی که انسان را به خدا میرساند ولی خیلی آن راه، راه نزدیکی است.
لزوم پیمودن صراط مستقیم و نزدیکترین راه به سمت خدا
ممکن است انسان از نقطهای به نقطۀ دیگر بهواسطۀ پیمودن راههای مختلف برسد. مثلاً اگر کسی از اینجا بخواهد برود دروازهدولت، یک راه این است که از در مسجد مستقیم میرود بالا؛ یک راه این است که از خیابان دست چپ، کوشک، از آن خیابان میپیچد و از لالهزار میرود بالا و میآید دروازهدولت؛ یک راه اینکه از کوشک میرود در فردوسی و بعد میرود بالا و بعد میآید؛ یک راه اینکه میرود خیابان هدایت و بعد میرود پیچشمیران و میآید دروازهدولت؛ یک راه این است که میرود چهار راه دروازهشمیران و بعد میرود از راه عشرتآباد میآید دروازهدولت؛ اینها همه به دروازهدولت رسیدند؛ یک راه هم این است که میرود طرف پایین، چهار راه مخبرالدّوله بعد میپیچد دَمِ مجلس از آن طرف میآید دروازهدولت؛ اینها همه به دروازه دولت رسیدند یا نه؟! و بیش از این ما میتوانیم راههای مختلفی فرض کنیم؛ ولی راه مستقیم به دروازهدولت یک راه است و بس، و آن أقصر فاصلۀ بین دو نقطه است. وقتی رفتیم درِ مسجد اینجا مبدأ حرکت ماست و منتهای حرکت ما هم دروازهدولت، کوتاهترین راه، این راه مستقیم است و این راه، راهی است که انسان باید طی کند؛ والاّ هر کس به هر فعلی مشغول باشد، شبانهروز او را در چرخ زمان میگرداند و سیر ماه و خورشید، عمر او را به پایان میرساند و در این دنیا بهواسطۀ حرکتِ در صفات و غرائز، به نقطه مرگ میرسد و تجلّیات عالم غیب بر او افاضه میشود و صُوَر برزخی را میبیند و بالأخره باید به قیامت برود. ولی فرق است بین آن کسی که در صراط مستقیم میرود و آن کسی که از آن زوایای خیلی خیلی منفرجه حرکت میکند، او هم به دروازهدولت میرسد، ولی کمرش شکسته، استخوانش خُرد شده، سرمایه را از دست داده، در این راههای دور به گرسنگی و تشنگی و به هزار آفت مبتلا شده است، ولی سرمایهها را در راه وصول، از دست نداده است. حالا میرود دروازهدولت، آنجا از او انتقام میکشند که چرا از صراط مستقیم حرکت نکردی؟! رسیده است، ولی به جلال و به قهر و غضب رسیده است، نه به جمال و لذّت و تنعّم!
