اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

28٬132
فقه واصول

کتاب ذی‌قیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیة‌اللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضوان‌اللَه‌علیه برقرار بوده است. مرحوم آیة‌اللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی می‌دانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یک‌به‌یک به مهمیز نقد کشانده و به‌روشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بی‌نظیر می‌باشد.

سرای جاوید

رسالة حول مسألة رؤية الهلال‏

110
  •  العِظام، الآیة الحُجَّة الحاجّ السَّید أبی القاسم الخوئی؛ زاده الله عِلما و بَرَكةً و أدامه الله عُمْراً و بقاءً و رَحمةً بحقّ محمّدٍ و آله آمین.

  • یا أخِلّای هَلْ یعُودُ التَّدانِی‌***مِنْکمُ بِالحِمَى بِعَوْدِ رُقادِی‌
  • ما أمَرَّ الفِراقَ یا جِیرَةَ الحی‌***وَ أحْلِى التَّلاقِ بَعْد انْفِرادِ
  • کیفَ یلْتَذُّ بِالْحَیاةِ معنى‌***بَینَ أحْشائِهِ کوَرْی الزِّنادِ
  • عُمرُهُ وَ اصْطِبارُهُ فی انتِقاصٍ‌***وَ جَواهُ وَ وَجْدُهُ فی ازدیادِ
  • فَغَرامی القَدیمُ فیکمْ غَرامی‌***وَ وِدادی کما عَهِدْتُمْ وِدادِی‌
  • قَدْ سَکنْتُم مِنَ الفُؤادِ سُوَیدا***هُ، وَ مِنْ مُقْلَتی سَواءَ السَّوادِ
  • یا سَمیری رَوِّحْ بِمَکةَ رُوحی‌***شادیاً إنْ رَغِبتَ فی إسْعادِی‌
  • فَذَراها سِرْبی وَ طِیبی ثَراها***وَ سَبیلُ المَسیلِ وِرْدی وَزادی‌
  • کانَ فیها أُنْسی وَ مِعْراجُ قُدْسی‌***وَ مَقامی المَقامُ وَ الفَتْحُ بادِ
  • قَسَماً بِالحَطیم وَ الرُّکنِ والأسْتارِ***وَ المَروَتَینِ مَسْعَى العِبادِ
  • وَ ظِلالِ الجَنابِ وَ الحِجْرِ***وَ المیزابِ وَ المسْتَجابِ لِلْقُصّادِ
  • ما شَمِمْتُ البَشامَ إلّا وَأهْدَى‌***لِفُؤادی، تَحیةً مِنْ سُعادِ
  •  و بعد التحیة و الإكرام، و التبجیل و الإعظام، و إهداء خلوصی و ودّی و دعائی آناء لیلی و أطراف نهاری، لدوام الصحّة و العافیة و طول العمر بالبركة و الرحمة، و غایة شعفی حین ذكراك و شغفی إلى لُقیاك؛ قد افتخرت باستلام كتابك المبارك، الحاكی عن طلعتك المنیرة و سیما وجهك المیمون، و حبّك القدیم و خلقك العظیم؛ فقلت فی نفسی:

  • و فَبَشِیری لَو جَاءَ مِنک بِعَطْفٍ‌***وَ وُجودِی فی قَبْضَتی قُلتُ هاکا
  • فُقْتَ أهْلَ الکمالِ حُسْناً وَ حُسْنَى‌***فَبِهِم فاقَةٌ إلی مَعْناکا
  • و کفانِی عِزّاً بحُبِّک ذُلّی‌***و خُضوعی و لَستُ مِن أکفاکا
  •  فلثمته لما فیه من أطایب روائح الكرامة الفائحة من ضمیر أُستاذنا المعظّم، أدام اللةُ ظلاله السامیة.

  •  و كانت معه رسالةٌ صدرت من بعض الأفاضل من العلماءِ، حفظه الله؛ بأمر

/ 0