کتاب ذیقیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیةاللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضواناللَهعلیه برقرار بوده است. مرحوم آیةاللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی میدانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یکبهیک به مهمیز نقد کشانده و بهروشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بینظیر میباشد.
رسالة حول مسألة رؤية الهلال
98من الموانع و الصّوارف تبدیل نظرك الشریف ورأیك المنیف.
عسى أن یمدّك الله بتوفیقه؛ فتَسود على أهل الفضل و الیقین، بالعبور عن هذه المرحلة التی لا یكاد یعبر عنها إلّا المُخلِصون؛ و المُخلِصون فی خطرٍ عظیمٍ.
فإن قبلتَ هدیتی هذه، و هی هدیةٌ نملیةٌ إلى ملِك الفضل و النباهة، و سلیمان العلم و الشَّرف؛ فهو أجری و مثوبتی؛ و ما عند الله خیرٌ و أبقى.
و إن أبیت، فلا أقلّ من الاحتیاط الذی هو سبیل النجاة؛ و إرجاع الناس إلى الغیر؛ كی یتخلّصوا من المحاذیر المضلّة و الأهواءِ المردیة و الفتن المهویة؛ و هذا دلالة ناصحٍ مشفقٍ.
جزاك الله عن العلم و الورع و أهلهما خیر الجزاء، و أبقى حیاتك السامیة للُامّة خیر البقاء، و یرعاك فی كلّ حالٍ و لا ینساك فی الاولى و الآخرة، و السلام علیك و رحمة الله و بركاته.
و إن شِئتَ أن تَحیى سعیداً فَمُتْ به *** شهیداً و إلّا فالغَرامُ لهُ أهْلُ و أحِبّةَ قَلبی و المَحَبَّةُ شافِعی *** لَدَیکم، إذا شِئتُم بِها اتّصَلَ الحَبْلُ عَسَى عَطفةٌ مِنکم عَلَی بِنَظرَةٍ *** فَقَد تَعِبَتْ بَینی وَ بَینَکمُ الرُّسْلُ و له الحمد فی كلّ حال؛ و إلیه المرجع و الماب.
ربّنا اجعلنا من الذین قالوا: الحمْدُ لِلَّهِ الذی أذْهَبَ عَنَّا الحزَنَ إنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ، الذی أَحَلَّنَا دَ ارَ المُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَایمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَ لَا یمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ.
رَبَّنَا اغْفِرْلَنَا و لإخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإیمانِ و لَا تَجْعَلْ فی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ ءَامَنُوا، رَبَّنَآ إِنَّكَ رَؤفٌ رَحِیمٌ.
ربَّنا لا تَكلْنا إلى أنفسنا طرفةَ عینٍ أبداً فی الدنیا و الآخرةِ؛ فَلا نُنادَى من بُطنانِ العَرشِ: ألا أیتها الامّةُ المتحیرةُ الضالّةُ بعد نبیها! لا وَفّقكم اللَهُ لأضحَى و لا لفطر؛ و لا یجابَ فینا دعوةُ الملَكِ: لا وَفَّقكمُ اللهٌ لِصَومٍ و لا فِطْرٍ.
اللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا من الحقّ فَحَمِّلْناهُ و ما قَصُرْنا عنه فَبَلِّغْناهُ.
خُتم هذا الجواب بحول الله و قوّته «و لا حَولَ و لا قوَّةَ إلّا بالله العلی العظیم» فی السَّاعة الثالثة من اللّیلة السادسة و العشرین من شهر شعبان المعظّم؛ سنة ألف و ثلثمأة

