کتاب شریف «صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، رسالهای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیمالقدر را به ثبوت میرساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بهنحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت میرسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی بهعنوان شرط صحّت، واجب شمرده میشود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادلهای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذیقیمتِ خود به ثبوت میرساند و به این مطلب نیز اشاره میفرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقهای که در اواخر عمر مرقوم داشتهاند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم راندهاند.
صلاة الجمعة
149هذا و لکنّی رأیت فی بعض إجازات شیخ الشّریعة الإصفهانی قدّس سرّه أنّه قال:
إنّ عمید الرؤساء یروی عن بهاء الشَّرف یقیناً و علیّ بن السکون یمکن أن یکون راویاً عنه علی بُعدٍ فإنّ المَحکیّ عن نسخة ابن السکون أنّه ذکر فی أوّلها أخبرنا أبو علیّ الحسن بن محمّد بن إسماعیل بن اشناس البزّاز قراءةً علیه قال: أخبرنا أبوالفضل محمّد بن عبدالله بن المطّلب الشَّیبانی إلی ءآخر ما فی الکتاب، فیظهر منه أنّ ابن السکون یروی عن الشَّیبانی بواسطةٍ واحدةٍ و اللاّزم من روایته عن بهاء الشرف أن یروی عن الشیبانیّ بثلاث وسائط. انتهی.
إنّ «الصحیفة» ممّا لا ریب فیه و لا یبعد دعوی تواترها
و علی کلّ حالٍ فإنّ صحّة «الصحیفة» ممّا لا ریب فیه و لا یبعد دعوی تواترها أیضاً، مضافاً إلی أنّا نرویها بطریقنا عن العلاّمة الشیخ آقا بزرگ الطهرانی مدّ ظلّه عن مشایخه العظام بطرقهم عن الشَّهید الأوّل بطرقه عن عمید الرؤساء أیضاً، فالخدشة فی سند هذه «الصّحیفة» المبارکة التی لا تنبغی أن تصدر إلاّ من موضع سِرّ الله العظیم ممّا لا ینبغی الالتفات إلیها.
الطائفة الرّابعة من الرّوایات و الجواب عنها
الطائفة الرّابعة: الرّوایات الدالّة علی سقوط الجمعة لمن کان فی قریة، مثل ما رواه حفص بن غیاث عن جعفر عن أبیه علیه السّلام قال:
«لیس علی أهل القری جمعة، و لا خروج فی العیدین1».
لوضوح أنّه لو کان صلاة الجمعة غیر مشروطة بوجود المنصوب فاللازم أن یصلّی أهل القری صلاة الجمعة بلا ریب کما یصلّون صلاة الجماعة فی سائر الأیّام و احتمال عدم وجود إمام الجماعة فیهم ضعیف جدّاً، بل لو کانت صلاة الجمعة واجبةً تعیینیّةً لوجب علیهم تحصیل صفات أئمّة الجماعة کفایةً کسائر الواجبات الکفائیّة التی یکون أصل إیجادها فی الخارج معلوماً.
- ـ وسائل الشیعة، کتاب الصلاة، أبواب صلاة الجمعة و آدابها، باب ٣ ، ج ٥، ص ١٠، ح ٤.

