اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صلاة الجمعة

24٬858
فقه واصول

کتاب شریف «صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، رساله‌‌ای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیم‌القدر را به ثبوت می‌رساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه به‌نحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت می‌رسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی به‌عنوان شرط صحّت، واجب شمرده می‌شود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادله‌ای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذی‌قیمتِ خود به ثبوت می‌رساند و به این مطلب نیز اشاره می‌فرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقه‌ای که در اواخر عمر مرقوم داشته‌اند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته‌ و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم رانده‌اند.

سرای جاوید

صلاة الجمعة

174
  • حکم انعقاد الجمعَتین المقارنتَین بأقلّ من ثلاثة أمیال

  •  قال بعض أساتذتنا مدّ ظلّه فی مجلس البحث: إنّه لا یمکن أن یستفاد من الخبرین بطلان کلتیهما معاً، لأنّ مفهوم قوله علیه السّلام، «فإذا کان بین الجمعتین»، الخ. هو أنّه إذا لم یکن بینهما ثلاثة أمیال ففی انعقاد الجمعتین بأس، لکن یمکن أن لا یکون بأس فی انعقاد إحدیهما لا بعینها، و یعیّن ما هو الصحیح منها بالقرعة کمن وکّل رَجُلَین کلّ واحد منهما لعقد اُختَین فعقد کلٌّ منهما إحدیهما فی زمان واحد حیث أفتوا بصحّة أحد العقدین، فیحتاج فی تعیینه إلی القرعة.1

  •  و استشکل فیه: بأنّ القرعة مع قطع النظر عن أنّ مواردها مشخّصة معیّنة فی الشریعة لابدّ و أن یکون هنا واقع معلوم مجهول عندنا فیعیّن الواقع بها، و أمّا لو کان الواقع مشتبهاً أیضاً، لا مجال للقرعة أصلاً، و منه یَظهَر أنّ أصل المسألة فی مورد التنظیر، و هو العقد علی الاُختین غیر مسلّم. و بالجملة حیث لم یکن وجه لرجحان إحدی الصلاتین علی الاُخری فی الواقع فاللازم بطلانهما معاً.

  •  أقول: الظاهر من مفهوم الخبرین هو بطلان کِلْتا الجمعتین فی دون ثلاثة أمیال و ذلک لأنّ قوله علیه السّلام «فلا بأس» لم یرد علی الجمعتین حتّی یکون مفهومه البأس عند انعقاد الجمعتین، بل ورد علی کلِّ واحد من الجمعتین، لأنّ حرف العطف فی قوّة تکرار العامل، فیصیر المعنی حینئذٍ: أنّه إذا کان بین الجماعتین ثلاثة‌ امیال فلا بأس بأن یجمع هؤلاء، و لا بأس بأن یجمع هؤلاء. فأنت کما تری یکون مفهومه أنّه: إذا لم یکن کذلک فبأس بأن یجمع هؤلاء، و بأسٌ بأن یجمع هؤلاء. و علی هذا لا یحتاج فی الحُکم ببطلان کلتیهما إلی هذه التطویلات، و لا فرق فی بطلانهما بین أن یکون کلٌّ من الجماعتین جاهلین بالجمعة الاُخری، أو عالمین، أو إحدی الجماعتین عالمین دون الاُخری لأنّ البُعد شرط واقعی فعند عدم حصوله تبطل الصلاة، کما هو الأمر فی سائر الشرائط الواقعیّة.

    1. ـ القرعة لا تغیّر الحرام إلی الحلال، بل هو لتبیین الحلال الواقع الواضح عند الله المختفی عندنا، و فیما نحن فیه فمن حیث إنّ إجراء العقد للاُختین فی زمان واحد حرامٌ بالضرورة، فنفس عقد أحدهما یبطل الآخر، فالعقدان کلاهما باطلان لتعارض العلّتین علی حلّیّة المنکوحة واقعاً، و هذا کتعارض أصالة البراءة فی أطراف العِلم الإجمالی. فتنبّه فإنّه دقیق. (منه عُفی عن جرائمه)
/ 358