کتاب شریف «صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، رسالهای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیمالقدر را به ثبوت میرساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بهنحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت میرسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی بهعنوان شرط صحّت، واجب شمرده میشود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادلهای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذیقیمتِ خود به ثبوت میرساند و به این مطلب نیز اشاره میفرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقهای که در اواخر عمر مرقوم داشتهاند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم راندهاند.
صلاة الجمعة
178صور المسألة فی ما اتّفق تقارن الجمعَتین بأقلّ من ثلاثة أمیال
الاُولی: ما إذا کان کلٌّ من الجماعتین جاهلاً. و قد عرفتَ أنّ الشرط فی البُعد لمّا کان واقعیّاً1 فلازمه بطلان کِلتَا الجمعتین، ثمّ لو علموا بَعْد إکمال الصلاة بانعقاد جمعة اُخری قَبْل أو بَعْد فیجب علیهم السعی إلی مکان یکون بُعده عن کلٍّ من الجمعتین ثلاثة أمیال و عقدوا فیها جمعة اُخری، لعدم سقوط تکلیفهم عن الجمعة بما أتوا بها، و لا یمکن أن یعقدوا جمعة اُخری فی المحلّ الأوّل، لفرض بطلانها بعین ما ذکرنا فی وجه بطلان الاُولی.
الصورة الثانیة: ما إذا کان کلٌّ من الجماعتین عالماً بعقد جمعة اُخری، فاللازم أیضاً بطلان کلّ من الصلاتین ثمّ إذا تمشّی من کلّ واحد من الجماعتین قصد القربة بأن لا یعلموا فساد صلاتهم لجهلهم بالحکم فالبطلان إنّما هو للتمانع بینهما، فإذا علموا الحکم بالبطلان بَعْد الانعقاد فالواجب علیهم السّعی إلی مکان یبعد عن کلّ واحد من الجمعتین بثلاثة أمیال و عقد الجمعة فیه إذا فرض سعة الوقت بهذا المقدار من العمل و إلاّ فینتقل فرضهم إلی الظهر. و أمّا القول بأنّ کِلتَا
الصلاتین باطلة لمکان الأمر بالسعی بالنسبة إلی کلٍّ من الجماعتین إلی الجمعة الاُخری المنعقدة، للنهی عن الضدّ بناءً علی القول بالفساد، فهو إنّما یتمّ إذا لم یبق بعد إتمام الصلاتین مقداراً من الوقت یفی بتباعدهم عن الجمعتین بثلاثة أمیال و عقد جمعة اُخری فی ذلک المکان.
- ـ البُعد لیس شرطاً بالنّسبة إلی مشروعیّة الصلاة کالوقت و الاجتماع، بل هو شرط للصلاة بَعْد تحقّق وجوبها، و النّهی عن الإقامة فی أقلّ المسافة من باب التّزاحم فحینئذٍ عدم العلم بالإقامة یکفی للصّحّة و الإجزاء کما لا یخفی لقوله تعالی ﴿مَا عَلَى ٱلمُحسِنِينَ مِن سَبِيل﴾ أو ﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَهُ مِنَ ٱلمُتَّقِينَ﴾ لصدق التّقوی و الإحسان حینئذٍ لا محالة. (منه عُفی عن جرائمه)

