اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صلاة الجمعة

24٬858
فقه واصول

کتاب شریف «صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، رساله‌‌ای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیم‌القدر را به ثبوت می‌رساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه به‌نحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت می‌رسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی به‌عنوان شرط صحّت، واجب شمرده می‌شود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادله‌ای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذی‌قیمتِ خود به ثبوت می‌رساند و به این مطلب نیز اشاره می‌فرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقه‌ای که در اواخر عمر مرقوم داشته‌اند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته‌ و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم رانده‌اند.

سرای جاوید

صلاة الجمعة

180
  •  ثمّ‌ إنّ الجماعة الّتی ترید عقد الجمعة لابدّ و أن یحرزوا الشرط کما هو الشأن فی سائر الشروط، فإذا قلنا: إنّ الواجب علیهم هو الصلاة المتّصفة بعدم عقد جمعة اُخری معها بأن یکون الشرط هو عدم السبق و الاقتران و التأخُّر فلا مجال لهم لإحراز هذا الشرط بالاصل، لأنّ أصالة عدم جمعة اُخری لا یثبت أنّ هذه الجمعة غیر مسبوقة و لا ملحوقة بجمعة اُخری، بل الواجب علیهم إحرازه بالعلم أو البیّنة، و علی فرض عدم وجود البیّنة و عدم التمکّن من تحصیل العلم لتعسّره أو تعذّره لابدّ و أن یعملوا بالظنّ لانسداد الإحراز القطعی فی هذا المقام، لکنّ الظاهر من الروایتین عدم دخالة الاتّصاف فی متعلق التکلیف، بل الواجب عقد الجمعة بحیث کان عدم انعقاد جمعة اُخری شرطاً فی صحّتها أو عقدها مانعاً عنها لکن لم یکن عنوان الاشتراط أو المانعیّة دخیلاً فی عنوان التکلیف. فإذَن، لا مانع من إجراء الأصل بالنسبة إلی عدم انعقاد جمعة اُخری، لأنّ التکلیف مرکّب من أمر وجودی محرز بالوجدان و أمر عدمی محرز بالأصل، و جریان هذا الأصل لإفادة عدم عقد جمعة اُخری إلی زمان عقد هذه الجمعة بلا إشکال و لکنّ إجراءه بالإضافة إلی الجمعة المتأخِّرة مبتنٍ علی جریان الاستصحاب فی المستقبل. فإن قلنا بجریانه فهو، و إلاّ فلابدّ من إحراز عدم عقدها فی الزمان اللاحق بالعلم أو بالتعبّد و بالظّن عند عدم التمکّن منهما.

  •  ثمّ إنّه هل یمکن أن یقتدی رجل بإحدی الصلاتین بإجراء أصالة الصحّة فیها بأن یبنی علی صحّتها لمکان بنائه علی أنّ هذه الصورة کانت من الصورة

  •  الرابعة التی بنینا علی أن الجماعة الاُولی صحیحة دون الثانیة علی تقدیر أم لا یمکن؟ فالظاهر أنّه لا مانع منه إذا قلنا بأن أصالة الصحّة أصل برأسه.

/ 15