کتاب شریف «صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، رسالهای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیمالقدر را به ثبوت میرساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بهنحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت میرسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی بهعنوان شرط صحّت، واجب شمرده میشود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادلهای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذیقیمتِ خود به ثبوت میرساند و به این مطلب نیز اشاره میفرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقهای که در اواخر عمر مرقوم داشتهاند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم راندهاند.
صلاة الجمعة
27والسرّ فی ذلک أنّ مسألة السّیاسة و الحکومة فی الإسلام و غیره من الأدیان الإلهیّة معدّة لإقامة العدل و الحدود و إصلاح المجتمع لتحصیل الأمان و إعداد الأسباب لکلّ فرد من أفراد الشّعب للوصول إلی أعلی مراتب الفعلیّة و التّوحید، و هذا حقّ مُسَلَّم إلهی معطی مِن قبل الله تعالی إلی جمیع أفراد المجتمع من الصغیر و الکبیر و العالی و الدانی بلا اختلاف أبداً. و إلاّ فلا فرق بین الحکومة فی الأدیان الإلهیّة و المدارس المادّیّة کما نشاهدها فی العالم و شاهدناها فی حکومات الخلفاء الغاصبین و بنی اُمیّة و بنی العبّاس و غیرها.
قال الله تعالی: ﴿لَقَد أَرسَلنَا رُسُلَنَا بِٱلبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلنَا مَعَهُمُ ٱلكِتَٰبَ وَٱلمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلقِسطِ﴾1.
و قال: ﴿وَلَقَد أَرسَلنَا مُوسَىٰ بَِٔايَٰتِنَآ أَن أَخرِج قَومَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَذَكِّرهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَهِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰت لِّكُلِّ صَبَّار شَكُور﴾2
الظُّلمة هی الشهوات و الرئاسات و الشؤون الدّنیویّة و عالَم الوهم و الاعتبار، أمّا النور فهو عالَم التوحید و البهجة و البهاء و عالم الحقائق و الأنوار و عالم الملائکة و الأرواح القدسیّة و عالم الجبروت و اللاهوت و عالم الفَناء و الأحدیّة، و هذا هو المراد من کلام مولی الموَحّدین و قطب العرفاء و الأولیاء و الأنبیاء و
الأوصیاء أمیرالمؤمنین علیه السّلام حیث یقول:
- ـ سورة الحدید (٥٧) صدر الآیة ٢٥.
- ـ سورة إبراهیم (١٤) الآیة ٥.

