کتاب شریف «ترجمۀ صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهسرّه، رسالهای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیمالقدر را به ثبوت میرساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بهنحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت میرسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی بهعنوان شرط صحّت، واجب شمرده میشود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادلهای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذیقیمتِ خود به ثبوت میرساند و به این مطلب نیز اشاره میفرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقهای که در اواخر عمر مرقوم داشتهاند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم راندهاند.
ترجمۀ صلاة الجمعة
29مىشوم که با او مىشنود، و من چشم او مىشوم که با او مىبیند، و من دست او مىشوم که با او اخذ مىکند؛ پس اگر مرا بخواند جوابش را می دهم و اگر از من چیزی بخواهد به او خواهم داد و اگر یاری مرا طلب کند او را یاری خواهم کرد.»
ایشان با وجود حیازت أقصیٰ مراتب معرفت و شهود، همچنان در تحت إشراف و مراقبت و تربیت عارف کامل الهی و موحّد عظیم حضرت حاج سیّد هاشم موسوی حدّاد ـ قدّس الله رمسَه و أفاض علینا من برکات أنفاسه القدسیّة ـ بودند.
اقدامات علاّمۀ طهرانی (قدّس سرّه) بر علیه شاه
قیام به این مسئله در زمان طاغوت با این روش فرید و منحصر به فرد قبل از ایشان از احدی از علما دیده نشده بود؛ اگر چه بعضی از علمای أعلام در مسئلۀ ولایت فقیه و غیر آن تألیفاتی داشتهاند.
همچنین ایشان ـ قدّس سرّه ـ تلاشها و فعالیّتهای خود را در مسجد قائم با برگزاری جلسات معارف و إحیای شعائر دینی و وعظ و خطابه گسترش داده و بعضاً برای وصول به این مهم، خود متصدّی وعظ و خطابه شده و یا از وعّاظ و خطبای عظامی دعوت میفرمودند که بر همین روش و منهج طیّ طریق مینمودند، و در مناسبتهای مختلف اعلامیّههای مؤثّر و مُحیی منتشر مینمودند؛1 بهنحویکه در این طریقِ وحید و منحصر به فرد، مشارٌ بالبنان و زبان زد گشتند.
در یکی از این مناسبتها (شب نیمۀ شعبان، میلاد قطب عالم امکان و محور دائرۀ وجود حضرت حجّة بن الحسن المهدی أرواحنا لتراب مقدمه الفدا) اعلامیّهای را منتشر و به تمام شهرهای ایران و برای اکثر علما و شخصیّتهای بارز بلاد ارسال نمودند. در آن اعلامیّه آمده بود:
اللهمّ إنّا نَرغَبُ إلیک فی دولةٍ کریمةٍ تُعِزُّ بها الإسلامَ و أهلَه و تُذِلُّ بها النّفاقَ
- وظیفۀ فرد مسلمان، ص ٣٣ ـ ٣٨؛ نور ملکوت، ج ١، ص ٧١؛ مهر فروزان ص ٧٥ ـ ٧٨.

