کتاب شریف «ترجمۀ صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهسرّه، رسالهای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیمالقدر را به ثبوت میرساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بهنحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت میرسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی بهعنوان شرط صحّت، واجب شمرده میشود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادلهای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذیقیمتِ خود به ثبوت میرساند و به این مطلب نیز اشاره میفرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقهای که در اواخر عمر مرقوم داشتهاند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم راندهاند.
ترجمۀ صلاة الجمعة
115خطاب حقیقی مخاطب قرار دادن شخصی که ملتفت به خطاب نبوده قبیح است، چه رسد به افراد غائب و معدوم! کما اینکه در خطاب انشائی مخاطب قرار دادن فرد معدوم اشکالی ندارد تا چه رسد به غائب.
پس نزاع عقلی نخواهد بود؛ بلکه نزاع در این است که آیا ادوات خطاب از حیث وضع، امکان شمول بر معدومین را دارند یا خیر؟
پس هر کس قائل باشد که ادوات خطاب برای تخاطب حقیقی وضع شده قائل به امتناع شمول خواهد بود، و هر کس قائل به وضع ادوات برای خطاب انشائی باشد قائل به شمول خطاب بر معدومین خواهد بود.
و أقویٰ این است که اینها برای خطاب انشائی وضع شدهاند؛ زیرا میبینیم که استعمال این ادوات برای خطابات انشائیّه با هر داعیهای ـ مثل اظهار حسرت و حزن و شعف و محبّت ـ مانند قول شاعر:
أیا جبلَیْ نُعمانَ بالله خلّیا *** نسیمَ الصبا یخلُص إلیَّ نسیمُها1 «ای دو کوه وادی نعمان! شما را به خدا سوگند میدهم بگذارید باد صبا نسیمی از معشوقم را به سوی من بیاورد.»
و قول دیگرش که میگوید:
أسربَ القطا هل مَن یُعیر2 جناحَه *** لعلّی إلیٰ من قد هَوَیتُ أطیر3و4 - دیوان مجنون لیلی، حرف میم، ص ٢٢٤.
- خ ل: مِن معیرٍ.
- دیوان مجنون لیلی، حرف راء، ص ١٥٠.
- لازم به ذکر است که این مثالها همگی در خطاب غیر حقیقی مثل اظهار حزن و شعف و امثال اینها استعمال شدهاند و بحث در اینجا راجع به خطاب حقیقی جدّی است. و در چنین مواردی اگر قرینهای بر لحاظ معنای مشترک و عامی که شامل حاضرین و غائبین به ملاک واحد میشود وجود داشته باشد، خطاب شامل غائبین نیز خواهد بود؛ و اگر چنین قرینهای نباشد پس خطاب نیز شامل آنان نخواهد بود. و در محلّ مورد بحث چارهای جز اثبات قرینه وجود ندارد و بر حسب ادعای مدّعی چنین قرینهای وجود ندارد. (منه عفی عن جرائمه)

