کتاب شریف «ترجمۀ صلاة الجمعة» اثر نفیس فقهی حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهسرّه، رسالهای تخصصی و فقهی است در «وجوب نماز جمعه» که با ادلۀ متقن و شواهد محکم وجوب عینی و تعیینی این نماز عظیمالقدر را به ثبوت میرساند. این کتاب با مقدمۀ مبسوط فرزند مؤلف، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه پیرامون «اهمیت نماز جمعه در گذر تاریخ» و «شرحی مختصری از اهمیّت آن از دیرباز نزد مرحوم مؤلّف» و «وظایف خطبای جمعه» همراه با تعلیقاتی نفیس، فنّی و فقهی به زیور طبع آراسته گردیده است. در این رساله از نظر مرحوم مؤلف، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بهنحو واجب مطلق، بدون هیچ شرطی به ثبوت میرسد؛ اگر چه تشکیل حکومت اسلامی بهعنوان شرط صحّت، واجب شمرده میشود. لیکن مرحوم معلّق پا را فراتر نهاده و با ادلهای متقن، وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه بدون هیچ شرطی؛ نه در وجوب و نه در صحّت را در ضمن تعلیقات ذیقیمتِ خود به ثبوت میرساند و به این مطلب نیز اشاره میفرماید که مرحوم مؤلّف با توجه به تعلیقهای که در اواخر عمر مرقوم داشتهاند، به نوعی از رأی خویش بر شرطیّت تشکیل حکومت اسلامی برای صحّت نماز جمعه برگشته و بر رجحان نماز جمعه در صورت نبود حکومت اسلامی حکم راندهاند.
ترجمۀ صلاة الجمعة
128کیف أصنَع؟! «چگونه نماز را اقامه نمایم؟!» و امام علیه السّلام در پاسخ فرمودند: «صلّوا جماعةً! خودتان با هم نماز جمعه را اقامه کنید!»
و این روایت روشنترین دلیل بر عدم جواز اقامۀ نماز جمعه در زمان حضور در صورت قیام و تصدّی امام به اقامۀ آن بوده و این عدم جواز اقامۀ غیر، از این جهت نیست که وجوب نماز جمعه مشروط به حضور امام علیه السّلام است؛ بلکه به آن خاطر است که امام علیه السّلام در زمان حضور نسبت به اقامۀ آن بر دیگران اولیٰ میباشد؛ همانگونه که این مسئله از ضروریّات مذهب تشیّع میباشد.
پس هنگامی که امام علیه السّلام امکان اقامه نماز جمعه را نداشته باشد وجوب نماز جمعه بر گردن دیگران باقی میماند و توضیح این مطلب به زودی خواهد آمد؛ إنشاءالله تعالیٰ.
بنابراین عجیب است که صاحب جواهر1 و برخی دیگر که از او تبعیّت کردهاند، با همین روایت استدلال بر استحباب نماز جمعه در زمان عدم حضور و سلطنت امام علیه السّلام نمودهاند، با این بیان که:
عبدالملک از بزرگان اصحاب حضرت امام باقر علیه السّلام بوده و این روایت دلالت بر استمرار ترک نماز جمعه توسّط او مینماید، و او به خاطر عدم تمکّن خود نسبت به اقامۀ نماز جمعه ـ که ناشی از عدم تمکّن امام علیه السّلام بوده ـ تأسّف میخورد؛ فلذا به این جهت امام علیه السّلام به او اجازۀ اقامۀ نماز جمعه را دادند.
أقول: اگر چه استمرار ترک نماز جمعه توسّط عبدالملک بلکه جمیع اصحاب آن حضرت علیه السّلام جای هیچگونه انکاری ندارد، امّا این ترک به جهت تقیّهای بوده که رافع تکلیف است ـ که توضیح آن خواهد آمد ـ ؛ پس در ظرفی که از شدّت تقیّه کاسته شد ـ بهنحویکه عبدالملک متمکّن بر اقامۀ نماز
- جواهر الکلام، ج ١١، ص ١٦٦.

