اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج1

احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات

110٬605
مطلع انوار

جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما،  • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه  • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی  • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار»  • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیه‌های اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاه‌های علمی و فقهی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج1

148
  •  شبی والدۀ من در منزل برنج آلبالو طبخ نموده بود (البتّه برنج و آلبالو متعلّق به پدر من بوده است)، سائلی در کوچه سؤال می‌کند، والده مقداری از برنج و آلبالو در طاسی که مال حمام بوده ریخته و به سائل می‌دهد. 

  •  فردا عمّه‌ام به منزل ما آمده و می‌گوید: دیشب خواب دیدم مادرم را که از عروسش (مقصود والده من است) شکایت داشت و می‌گفت: غذای مرا در طاس حمّام چرا می‌کشد؟ و می‌گفت: این عروس چرا آبروی مرا می‌ریزد و غذای مرا در ظرف خوبی نمی‌ریزد؟!

  • [چرا چند شب است یاد من نمی‌کنید؟!] 

  •  در سنه ١٣٦٤ هجریّۀ قمریّه، که مرحوم آقا دائی آقا میرزا محمّد طهرانی، ـ رضوان الله علیه ـ به قصد تشرّف ارض اقدس به طهران آمده بودند و در منزل مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ که وارد شده بودند، رفت و آمد زیاد و از هر صنف به دیدن آن مرحوم می‌آمدند؛ بدیهی است اعمام این بنده نیز شبها و بعضی از روزها نیز مرتّباً آنجا می‌آمدند. 

  •  در همان وقت آقای آقا میرزا نجم الدّین آقا‌زادۀ مرحوم آقا دائی خواب می‌بیند مرحومه عمه‌اش را (جدّه این جانب) که می‌گفت: به محمّد رضا بگو چرا چند شب است یاد من نمی‌کنید؟! 

  •  این خواب را برای آقای حاج سیّد محمّد رضا، عموی بنده تعریف می‌کند و می‌گوید شما چه برای ایشان خیرات می‌نمودید که چند شب است ترک کردید؟ 

  •  ایشان ناگاه متوجّه می‌شوند که این چند شب به واسطه پذیرایی از مهمان‌ها از خواندن نماز والدین که سالهای متمادی بوده است ملتزم به آن بوده‌اند غفلت کرده‌اند.

  • [ثواب زیارت اهل قبور در شبهای جمعه] 

  •  حضرت مستطاب آقای شیخ آقا بزرگ طهرانی نقل نمودند که:

  •  

/ 20