اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج1

احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات

110٬605
مطلع انوار

جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما،  • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه  • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی  • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار»  • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیه‌های اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاه‌های علمی و فقهی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج1

159
  • [پاسخ مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی به طهرانی‌ها در مورد رسالۀ عملیّه] 

  •  و نیز آقا حاج سیّد عزّ‌الدین می‌گفتند که: بسیاری از طهرانی‌ها به مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی طهرانی مراجعه نموده و از او اجازه خواستند تا رساله‌ای بنویسد و در آن زمان مطلب چنان بود که اگر طهرانی‌ها از کسی رساله می‌خواستند او به طور حتم مرجع تقلید می‌شد. 

  •  آقا سیّد احمد در جواب گفت: اگر جهنّم رفتن واجب کفائی باشد مَن به الکِفَایَة موجود است.1

  • توسّل به حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام و شفا دادن حضرت رضا علیه ‌السّلام بیمارِ در آستانه مرگ را 

  •  دوست محترم و برادر مکرّم: آقای دکتر مهدی رئیس که از أصدقاء و اخوان دیرین ما هستند، در روز سه شنبه ٢٢ جمادی الاولی یک هزار و چهارصد و سه، که به مشهد مقدّس مشرّف شده بودند داستان جالبی را از همشیرۀ خود نقل کردند که ما در اینجا ثبت می‌کنیم. 

  •  همشیرۀ ایشان خانم دکتر فاطمه رئیس که دارای درجه دکتری در بیماریهای عمومی و زنان است، و مد‌ّت مدیدی با شوهر خود آقای دکتر علی روان‌مجد که دندان پزشک است در شهر کرمان به معالجه و طبابت اشتغال داشته‌اند. این خانم دکتر که در بیمارستان نیز کار می‌کرد وقتی مواجه شد با یک زن حامله که فقیر بود و چندین کودک خردسال داشت و این مریض مبتلا بود به بیماری مسمومیّت حاملگی که بسیار خطرناک بوده و به ندرت معالجه می‌شود. 

  •  اطبّاء آن بیمارستان و از جمله همین خانم دکتر آنچه می‌دانستند و می‌توانستند 

  •  

    1. جنگ ١٥، ص ١١.
/ 600