
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
72نیز در امتداد همان شارع و تقریباً ٥/١ کیلومتر بالاتر است و در منتهی الیه خیابانی که از سمت راست منشعب میشود واقع است.
مسجد الفضیخ و یا مسجد ردّ الشمس همان محلی است که در وقت عصر، سر رسول خدا بر دامان أمیرالمؤمنین علیه السّلام بود تا خورشید غروب کرد؛ و حضرت أمیرالمؤمنین به همین جهت که مبادا رسول خدا از خواب بیدار شوند، نماز عصر را نخواندند؛ چون رسول خدا بیدار شد خورشید غروب کرده بود. رسول خدا فرمود: ای علی چرا نمازت را نخواندهای؟
أمیرالمؤمنین علیه السّلام عرض کرد: یا رسول الله ! ترسیدم شما از خواب بیدار شوید! رسول خدا أمر فرمود تا خورشید دوباره بر بالای اُفق آمده أمیرالمؤمنین نماز عصر خود را بجای آورده و سپس غروب کرد.
این مسجد نیز از جهت نورانیّت و صفا بعینه مانند مشربۀ امّ ابراهیم است. و داستان ردّ شمس را خاصّه و عامّه در کتب خود آوردهاند و از متواترات شمردهاند.1
نام برخی از أرحام حقیر که مؤلّف کتابی در علم رجال بودهاند
علاّمه حاج شیخ آقا بزرگ طهرانیّ ـ أعلی الله مقامه الشّریف ـ در کتاب مَصفَی المَقال فی مُصَنّفی علم الرِّجال در صفحه ٣ مرقوم داشتهاند:
آقا الطهّرانی (.....) ـ (١٣٠٣) (السیّد ...) زین العابدین بن أبیالقاسم الطّباطبائیّ الطّهرانیّ المتوفّی حدودَ السَّنة المذکورة.
له کتاب طبقات المشایخ و العلماء من عصر الغیبة إلی عصره مأةً مأةً، و فی کلِّ مأةٍ عشرُ طبقات.
لکن ما خرج منه إلاّ القلیلُ، و کأنّه ما أمهَله الأجلُ.
و المُسوَدَّة رأیتها عند ابن اُخته المیرزا محمّد الطّهرانیّ بسامَرّآءَ.
- جنگ ١٩، ص ١١.
