اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج4

0
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

امام شناسی ج4

38
  • ابَا حارث أمیر المؤمنین علیه السّلام تو را سلام رسانیده و مرا از تو در امان خود آورده است. جویریه گوید: در این حال شیر برگشت و پنج مرتبه همهمه كرد. چون از سفر بازگشتم و حكایت شیر را برای حضرت بیان كردم حضرت با انگشتان خود پنج مرتبه شمردند و گفتند: آن پنج همهمه پنج سلامی بوده كه برای من رسانیده است».1

  •  عمرو بن حمزة بن العلوی در كتاب «فضائل الكوفة» گفته است: «روزی أمیرالمؤمنین علیه السّلام در محراب مسجد كوفه بود مردی برخاست و برای تجدید وضوء بیرون شد و به طرف رُحبه كوفه رفت كه وضوء بسازد كه ناگهان یك افعی او را دنبال كرد كه او را برباید. مرد فرار كرد و به مسجد آمد و قضیّه را به أمیر المؤمنین علیه السّلام گفت: حضرت از جا برخاستند تا دَرِ سوراخ افعی آمده و شمشیر خود را دَرِ سوراخ گذاردند و به شمشیر گفتند: اگر تو مانند عصای موسی معجزه داری این افعی را از اینجا بیرون بیاور. ساعتی طول نكشید كه افعی از سوراخ بیرون آمد و با أمیر المؤمنین آهسته راز می‌گفت و سپس سر خود را بلند كرده و به آن مرد عرب گفت: مگر وقتی مرا در مقابل خود دیدی گمان نبردی كه من چهارمین از آن چهار نفر هستم؟ مرد عرب گفت: صحیح است و با دست خود لطمه به صورت زد و تسلیم شد».2

  •  عمّار بن یاسر و جابر انصاری هر یك گویند: من در بیابان با أمیرالمؤمنین علیه السّلام بودم كه دیدم آن حضرت از جاده منحرف شد، چون به دنبال او رفتم دیدیم كه نظر به آسمان می‌كند و سپس گفت: آفرین بر تو ای مرغ كه به فضل خدا از صیّاد ایمن گشتی. عرض كردم: ای مولای من این مرغ كجای هواست؟ حضرت فرمود: آیا می‌خواهی او را ببینی و كلام او را بشنوی؟ عرض كردم: بله ای آقای من. حضرت نظری به آسمان نمود و دعای آهسته‌ای خواند كه ناگهان آن مرغ به زمین آمد و روی دست حضرت آرمید. حضرت با دست خود بر پشت آن مرغ كشیدند و گفتند: به اذن خدا به سخن درآی، من علیّ بن أبی‌طالب هستم. خداوند آن مرغ را به زبان عربی فصیح گویا كرد و گفت: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أميرالْمُؤمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَهِ وَ بَرَكاتُهُ. حضرت جواب سلام او را دادند و گفتند: آب و غذای تو در این فلات و

    1. «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٥٠.
    2. همان كتاب ج ١، ص ٤٥١.