
امام شناسی ج4
جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • امام وارث جنبههای روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت میباشد • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیهالسلام • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است • هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نیست • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیهالسلام است
امام شناسی ج4
44نموده بود و قرص آن سرازیر در افق مغرب شده بود».
و ابن حمّاد گوید:
وَ رُدَّتْ لَكَ الشَّمْس فی بَابِلِ *** َسامَيْتَ يُوشَعَ لَمّا سَمی وَ يَعْقُوبُ مَا كَانَ اسباطُهُ *** كَنَجلَيْكَ سِبطی نَبِیِّ الهُدی1 «و خورشید برای تو در شهر بابل برگشت و بنابراین تو بر یوشع افتخار و مباهات كردی در آن وقتی كه بدین مقام شرف یافت».
و هیچگاه اسباط و فرزندان یعقوب مانند دو نجل و دو فرزند تو كه دو سبط رسول خدا هستند نخواهند بود».
و نیز ابن حمّاد گوید:
قَرَنَ الإلَهَ وِلَاءَهُ بِوِلَائِهِ *** َمّا تَزَكّی وَ هُو حَانٍ يَرْكَعُ سَمَّاهُ رَبُّ الْعَرْشِ نَفْسَ مُحَمَّدٍ *** يَوْمَ البِهالِ وَذَاكَ مَا لا يُدْفَعُ فَالشَّمْسُ قَدْ رُدَّتْ عَلَيْهِ بَخيبرٍ *** وَ قَدِ ابْتَدَتْ زَهْرُ الكوَاكِبِ تَطْلُعُ وَ بِبَابِلَ رُدَّتْ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ *** وَ اللَهِ خَيْراً مِنْ عَلِیٍّ يُوشَع.2 «خداوند، ولای علی را به ولای خود مقرون نمود، در آن وقتی كه علی خم شده بود و در حال ركوع بود و به مسكین صدقه و زكاة داد.
پروردگار عرش، او را نفس محمّد نامید در روز مباهله، و این مطلبی است كه قابل انكار نیست.
یكبار خورشید برای او در خیبر بازگشت نمود، در وقتی كه شب فرا رسیده، و ستارگان درخشان و نورانی ظاهر شده بودند.
و یكبار دیگر در بابل خورشید برای او برگشت، و سوگند به خدا كه یوشع از علی بهتر نیست».
و عَوْنی گوید:
وَ لَا تَنْسَ يَوْمَ الشَّمْسِ إذ رَجَعَتْ لَهُ *** بِمُنْتَشَرٍ وَارِی مِنَ النُّورِ مُمْتِعِ فَذَلِكَ بِالضَّهيا وَ قَدْ رَجَعَتْ لَهُ *** بِبَابِلَ أيضاً رَجْعَة المُتَطوِّع3 «و فراموش مكن روز خورشید را، در آن وقتی كه برای او بازگشت نمود، در
- «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٦١.
- همان كتاب، ج ١، ص ٤٦١
- همان.
