اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج4

0
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

امام شناسی ج4

49
  • يس، المُؤيَّدُ بِجَبرائيل، المنصُورُ بِميكائِيلُ، الحَبْلُ المَتينُ، المَحْفُوظُ بِجُنْدِ السَّماءِ أجمَعِينَ، ذَاكَ وَ اللَهِ أميرالُمؤمِنِينَ عَلَی رَغْمِ الرّاغمين. «مرد سیاه گفت شیر حجاز، و قوچ عراق، و زمین زننده شجاعان روزگار، و انتقام گیرنده از جاهلان، آنكه ریشه‌اش اصیل و بزرگوار است، و پیوندش شریف است، مُحلّ دو حرم، و وارث دو مشعر، پدر دو سبط رسول خدا، اوّل سابقین، و آخر وصیّین از آل رسول اللَه، آنكه جبرائیل تأییدش كند و میكائیل یاریش كند، ریسمان متّصل و محكم خدا، محفوظ به لشكرهای آسمان، اوست سوگند به خدا امام مؤمنان و أمیر آنها علی رغم دشمنان».

  •  ابن كوّا به او گفت: علی دست تو را بریده و تو این‌گونه او را تمجید می‌كنی؟ مرد سیاه گفت: سوگند به خدا كه اگر مرا قطعه قطعه كند آناً فآناً محبّت او در دل من افزون شود. ابن كوّا نزد أمیر المؤمنین علیه السّلام آمد و داستان برخورد و ملاقاتش را با مرد سیاه بیان كرد. حضرت فرمود: ای ابن كوّا دوستان و محبّین ما افرادی هستند كه اگر آنها را تكّه تكّه كنیم دوستی و محبّت آنها به ما زیاد گردد، و دشمنان ما كسانی هستند كه اگر روغن و عسل در كام آنها بریزیم دشمنی و بغض آنها زیاد شود. و سپس به حضرت امام حسن علیه السّلام فرمودند: برو و آن عموی سیاه خود را بیاور. حضرت امام حسن آن مرد سیاه را نزد أمیر المؤمنین علیه السّلام حاضر نمود. حضرت دست بریده سیاه را برداشته و به محلّ بریدگی گذاردند و ردای خود را بر روی آن كشیدند و به كلمات آهسته دعائی خواندند. آن مرد سیاه برخاست و چنان دستش به حال اوّلیه برگشته كه در ركاب پدرم أمیر المؤمنین علیه السّلام جنگ می‌نمود تا آنكه در واقعه نهروان شهید شد». و گفته شده است كه اسم آن مرد سیاه أفْلَح بوده است.1 

  •  ابن مكّی گوید:

  • أما رَدَّ كَفَّ العَبْدِ بَعْدَ انقِطاعِها***أمّا رَدَّ عَيناً بَعْدَ مَا انطَمَسَتْ طَمساً2
  •  «آیا علی، دست غلام خود را پس از آنكه بریده و جدا شده بود، برنگردانید؟ آیا علی، چشم را پس از آنكه نورش از بین رفته بود، برنگردانید»؟

  •  و یكی از دستهای هشام بن عدیّ هَمدانی، در واقعه صفّین جدا شد، حضرت‌

    1. «مناقب ابن شهرآشوب» ج ١، ص ٤٧٣.
    2. همان