اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج4

27٬505
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

سرای جاوید

امام شناسی ج4

146
  • می‌دانم كه از اینجا به حبشه هجرت كنیم و در تحت حمایت نجاشی زندگی كنیم اگر محمّد پیروز شد و بر اهل مكّه غالب آمد ما در زیر دست نجاشی باشیم بهتر است از آنكه زیر دست محمّد باشیم، و اگر قوم و اهل شهر ما بر محمّد غالب شدند البّته سوابق خدمات ما را به آنها منظور خواهند داشت و بهره كاملی به ما خواهند داد. آن جماعت رأی عمرو عاص را پسندیدند و با تحف و هدایای فراوانی به سوی نجاشی رهسپار شدند.

  •  عمرو عاص گوید: بعد از ورود و اهداء هدایا و تحف، ما در دربار نجاشی بودیم كه فرستاده رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم عمرو بن امیّة راجع به جعفر بن أبی‌طالب و اصحاب او بر نجاشی وارد شد. عمرو عاص گوید: من به رفقای خود گفتم: الآن جزای محمّد را خواهم داد همین كه عمرو بن امیّه از نزد نجاشی خارج شود نزد نجاشی می‌روم و تقاضا می‌كنم كه او را به ما تسلیم كند و گردن او را خواهیم زد؛ و چون خارج شد من نزد نجاشی رفتم و به سجده افتادم و پس از تعارفات عرض كردم: ای سلطان! اینك فرستاده دشمن ما به سوی شما آمده آن دشمنی كه بسیاری از اشراف و بزرگان ما را نابود كرده است، اگر این سفیر را به ما بسپاری تا او را بكشیم چقدر ما را مرهون محبّت خود داشته‌ای! ابن عاص گوید: نجاشی آن طور به غضب درآمد و با دست خود محكم بر چهره و بینی خود زد كه گمان كردم بینی‌اش شكست و گفت: اگر زمین شكافته می‌شد من از شدّت فزع و اضطراب در آن فرو می‌رفتم. گفتم: ای پادشاه: چنین می‌پندارم كه از تقاضای من ناراحت شده‌اید. نجاشی گفت: از من می‌خواهی سفیر مردی را كه ناموس اكبر خدا جبرائیل امین نزد او می‌آید همان‌طور كه نزد موسی می‌رفت، به تو بسپارم تا او را بكشی؟ گفتم: ای پادشاه واقعأ چنین است؟ گفت: سوگند به خدا آری، از من بشنو و به اطاعت او درآ، وای بر تو ای مرد، محمّد بر حقّ است و بر همه مخالفین غلبه خواهد نمود همچنان‌كه موسای كلیم بر دشمنان خود پیروز شد. گفتم: با من از طرف محمّد بیعت بر اسلام كن؛ نجاشی دست خود را دراز كرد و به عنوان نماینده رسول خدا من با او بیعت به اسلام كردم و از نزد او خارج شده و برای ملاقات محمّد صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به طرف مدینه رهسپار شدم و در راه با خالد بن ولید آمدیم تا به مدینه رسیدیم و خالد قبل از من اسلام آورد. من گفتم: ای رسول خدا من با تو بیعت به اسلام‌

/ 536