اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج4

27٬505
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

سرای جاوید

امام شناسی ج4

150
  •  فردی صاحب رأی و احتیاط و خدعه را در این امر بزرگ شریك قرار بده.

  •  چون با ریسمان دست و پای شیر را بستن بر تمام افراد بشر مشكل است، و اگر عمرو عاص نباشد شرّ بر شرّ اضافه خواهد شد».

  •  در اینجا عمرو عاص می‌گوید كه خلاصه مطلب، مرا كه فردی دور اندیش و صاحب حزم هستم اگر در ریاست خود شریك كنی می‌توانیم دست و پای علیّ بن أبی‌طالب را كه شیر بیشه شجاعت و همّت است ببندیم، و گرنه از تو كاری ساخته نیست و جز خرابكاری و شرّ تازه چیزی به بار نخواهی آورد. معاویه بعد از آنكه نامه او را خواند منشور حكومت مصر را نوشت و او را به عنوان ریاست بر آن كشور معرّفی كرد و این منشور را برای او فرستاد. نامه كه به دست عمرو عاص رسید در تفكّر فرو رفت و نمی‌دانست چه كند، و با دو فرزندش عبد اللَه و محمّد مشورت كرد، عبد اللَه او را از حركت به سوی معاویه نهی كرد و گفت: تو خلیفه نخواهی شد و راضی نشو كه برای دنیای فانی دین خود را بفروشی و حاشیه نشین مجلس معاویه شوی و بعد از چند روز هر دو بمیرید و در عقاب خدا با هم شریك و سهیم گردید؛ ولی محمّد گفت: تو بزرگ قریشی اگر خلافت برای معاویه تمام شود و تو غافل باشی دستت خالی خواهد ماند، فوراً به اهل شام بپیوند و در طلب خون عثمان با معاویه شریك شود و تمام بنی امیّه هم به تو كمك می‌نمایند. عمرو عاص گفت: تو ای عبد اللَه مرا نصیحتی كردی كه برای دین من مفید بود، و تو ای محمّد مرا به دنیا دعوت نمودی و من در بین این دو امر متفكّرم تا ببینم چه می‌شود. چون شب رسید و سیاهی آسمان را فرا گرفت با صدای بلند به طوری كه دیگران می‌شنیدند این اشعار را می‌خواند:

  • تَطَاوَلَ لَيْلَی بِالهُمُومِ الطَّوارِق‌***وَ خَوْفِ الَّتی تَجلُو وُجوهَ العَواتِق‌
  • وَ إنَّ ابْنَ هِندٍ سَألَنی أَن أزورَه‌***وَ تِلكَ الَّتی فِيها بَناتُ البَوائِق‌
  • اتاهُ جَريرٌ مِن عَلِیٍّ بِخُطَّة***امَرَّتْ عَلَيْهِ العَيْشَ ذاتَ مَضائِق‌
  • فَإن نالَ مِنیِّ ما يُؤَمِّلُ رَدَّهُ‌***و إن لَم يَنَلهُ ذَلَّ ذَلَّ المُطابِق‌َ
  • فَوَ اللَهِ مَا أدری وَ مَا كُنتُ هَكذا***أَكُونُ وَ مَهما قادَتِی فَهُوَ سابِقی‌
  • اخادِعُهُ إنَّ الخِداعَ دَنِيَّة***امْ أُعطيهِ مِن نَفسی نَصِيحَة وَامِق‌
  • ام اقْعُدُ فی بَيْتِی وَ فِی ذَاكَ رَاحَة***لِشَيْخٌ يَخافُ المَوْتَ فِی كُلِّ شَارِقِ‌
  • وَ قَد قَالَ عَبدُ اللَهَ قَولًا تَعَلَّقَتْ‌***بِهِ النَّفْسُ إن لَمْ تَقْتَطِعنی عَوائقِی‌
/