اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج4

27٬505
اعتقادات

جلد چهارم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «وراثت در ولایت» و «فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • امام وارث جنبه‌های روحی و علمیِ پیامبران، و وارث همۀ علوم قرآن است  • امیرالمؤمنین وارث جمیع کمالاتِ پیامبر اکرم به جز نبوّت می‌باشد  • امیرالمؤمنین وجود باقیۀ رسول خدا است  • ابتلائات و امتحانات عجیب امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نقش امام تنها حفظ نظام اجتماع نیست، بلکه حفظ ربط تکوینی بین خدا و خلق است  • هیچ‌گاه زمین از حجّت خدا خالی نیست  • مقصود از «عالم به کتاب» در آیۀ قرآن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • مراد از «هادی» در آیۀ «لکلِ قومٍ هادٍ» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است

سرای جاوید

امام شناسی ج4

152
  •  شب به پایان رسید. صبحگاهان با غلام خود وَردان كه بسیار با هوش و زیرك بود خواست مشورت كند ولی هنوز زبان نگشوده بود كه وَردان گفت: اگر می‌خواهی از نیّت و عزمی كه داری تو را خبر كنم؟ عمرو عاص گفت: بگو. وَردان گفت: دنیا و آخرت در دل تو مشغول جنگ و نزاع هستند، تو با خود می‌گوئی: با علیّ بن أبی‌طالب آخرت است ولی دنیا نیست، امّا در آخرت عوض از دنیا هست؛ و با معاویه دنیا هست ولی آخرت نیست، امّا در دنیا عوض و بدل از آخرت نیست؛ و تو متوقّفی! گاهی به سوی دنیا دلت میل می‌كند و گاهی به سوی آخرت. عمرو عاص گفت: خدا ترا بكشد چه خوب از دل من با خبری! حالا ای وَردان بگو نظر تو چیست؟ وردان گفت: من صلاح تو را در آن می‌بینم كه در خانه خود بنشینی، اگر اهل دین غلبه كردند تو در كنار آنها بهره خود را خواهی برد، و اگر اهل دنیا پیروز شدند از تو بی نیاز نخواهند بود.1 ولی عمرو عاص آماده حركت شد و با خود می‌گفت:

  • يَا قَاتَلَ اللَهُ وَرْداناً وَ مِدحَتَهُ‌2***أُبدی لَعَمْرُكَ مَا فِی النَّفسِ وَرْدانُ‌
  • لَمّا تَعَرَّضَتْ الدُّنيا عَرَضْتُ لَهَا***بِحِرصِ نَفسِی وَ فِی الاطباعِ إدهانُ‌
  • نَفسٌ تَعِفُّ وَ اخرَی الحِرْصُ يَغلِبُهَا***وَ المَرْءُ يَأكُلُ تِبناً وَ هُوَ غَرْثانُ‌
  • امّا عَلِیِّ فَدينٌ لَيْسَ يَشْرَكُهُ‌***دُنيا وَداكَ لَهُ دُنيا وَ سُلْطانُ‌
  • فَاخْتَرْتُ مِن طَمَعی دُنيا عَلَی بَصَرٍ***وَ مَا مَعی بِالَّذی اختارُ بُرْهانُ‌
  • إنِّی لاعْرِفُ مَا فِيها وَ ابصِرُهُ‌***وَ فِیَّ أيضاً لِما أهواهُ الوانُ‌
  • لكِنَّ نَفسی تُحِبُّ العَيْشَ فِی شَرَفٍ‌***وَ لَيْسَ يَرضَی بِذُلِّ العَيشِ إنسانُ‌3
  •  می‌گوید: «خدا بكشد وَردان را و تعریفی را كه او از رویّه من نمود، چه خوب از سرّ من آگاهی یافت، و از درون من مطّلع شد.

  •  وقتی كه دنیا خودش را به من نشان داد من نیز از روی حرص و آزی كه در نفس داشتم خود را به او نشان دادم، و در طبعهای بشر این مكر و فریب جلوه دادنِ خلاف واقع، موجود است.

  •  برخی از نفوس عفّت می‌ورزند و برخی دیگر مغلوب حرص و آز می‌شوند، و

    1. «شرح نهج البلاغة» ابن أبی الحدید ج ٢، ص ٦٣.
    2. در «مناقب» خوارزمی: وَ فِطِنَتَة
    3. «شرح نهج البلاغة» ابن أبی الحدید، ج ٢ ص ٦٣، و «مناقب» خوارزمی ص ١٣١.
/