اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج2

احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله

126٬804
مطلع انوار

جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» می‌باشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است.  • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیة‌الحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیة‌‌الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ می‌باشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.

سرای جاوید

مطلع انوار ج2

119
  •  جلیسٌ مُمَنَّعٌ و صاحبٌ مالکٌ، مَذاهِبُهُ غامِضَةٌ و أحکامُهُ جاریَةٌ یملک الأبدانَ و أرْوَاحَها و القُلُوبَ وَ خَواطِرَها و العقولَ و ألبَابَها قد اُعطِیَ عِنانَ طاعتها و قُوَّةَ‌ تَصْریفها.

  •  و دیگری گوید:

  •  جَلَّ أن یَخْفی وَ دَقَّ أنْ یُری فهو کامِنٌ کَکُمونِ النّار فی الحَجَر، إن قدحتَه أوری و إن ترکتَه تَواری.

  • روزی که شود ﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ﴾***و آنگه که شود ﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾
  • من دامن تو بگیرم اندر ﴿سُئِلَتۡ﴾***گویم صنما ﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾
  • * * *

  • عشق تو مرا ألستُ مِنکُم بِبَعید       ***       هجر تو مرا ﴿إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾
  • بر کنج لبت نوشته ﴿يُحيِۦ وَيُمِيتُ﴾       ***       مَن مات مِن العشق فَقَدْ مات شهید
  • * * *

  • با هیچ‌کس نشانی زان دلستان ندیدم***یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد1
  • فوت دختر آقای حدّاد (ره)

  •  حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ روحی فداه ـ می‌فرمودند:

  •  «دختری داشتم دو ساله، فوت کرد و در شب ما او را در کنار اطاق گذاشته بودیم تا فردا او را دفن کنیم و البته به صورت یک طفل کوچک به او نظر می‌‌نمودیم؛ ناگاه در همان شب من دیدم این طفل بزرگ شد و همۀ اطاق را فراگرفت و همۀ خانه را و همۀ شهر را و همۀ عالم را! گفتم عجبا! این روح بزرگِ این طفل خردسال است که ما به دیدۀ تحقیر به او می‌‌نگریستیم.»2

    1. جنگ ٦، ص ١٤٣ الی ١٤٥.
    2. . جنگ 7، 574.
/