اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج2

احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله

126٬804
مطلع انوار

جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» می‌باشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است.  • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیة‌الحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیة‌‌الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ می‌باشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.

سرای جاوید

مطلع انوار ج2

35
  •  روزی محضر مرحوم قاضی بودیم، حضرت آقای آیة الله آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی (ره) به دیدن مرحوم قاضی تشریف آوردند و در ضمنِ سخن از ایشان تقاضای موعظه نمودند. مرحوم قاضی گفتند:

  •  «شما بحمد الله و المنّة جامع کمالات می‌باشید. منِ حقیرِ فقیر به شما چه عرض کنم؟!»

  •  آقا سیّد جمال الدّین إصرار کردند. مرحوم قاضی فرمودند:

  •  «من که چیزی نمی‌دانم و چیزی در دست ندارم، امّا اینک قبل از اینکه سر‌کار تشریف بیاورید، در اینجا کتابی خوانده می‌شد و در آنجا شرحی از أحوال بعضی از سالکان طریقت نوشته بود که حالشان این طور بود که: چون شب می‌شد آنچه از گردۀ نان خوراک، و از آبِ کوزه باقیمانده بود، در راه خدا إنفاق می‌کردند و سپس می‌خوابیدند.»

  •  مرحوم آقا سیّد جمال الدّین برخاستند و خداحافظی کرده و رفتند.

  • [اساتید عرفانی مرحوم قاضی به نقل از خودشان]

  •  حضرت آیة الله حاج شیخ عبّاس (ره) أیضاً می‌فرمودند: داستان أساتید عرفانی مرحوم قاضی (قدّه) از قرار نقل خودشان بدین‌طریق بوده است که: استاد اوّل ایشان، پدرشان آقا سیّد حسین قاضی، و او شاگرد امامقلی نخجوانی، و او شاگرد آقا سیّد قریش قزوینی بوده است. از این قرار که:

  •  امامقلی نخجوانی در نخجوان در زمان شباب خود، عاشق یک پسر أرمنی می‌شود و به طوری عشق او بر او غالب می‌گردد که خواب و خوراک را از او می‌گیرد، و روزی که در معبر و خیابان در اندیشۀ خود با او مشغول و سراسیمه و حیاری می‌رفته است کسی از پشت سر دست به شانۀ او می‌گذارد و می‌گوید:

  •  «این راه عشق نیست و این عشق درست نیست! عشق، عشق خداست و باید 

/ 29