
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
471
مطالب فوق را أبورَیَّة از شیخ محمّد عبده پس [از] مطلبی نسبتاً مفصّل در کذب روایات در عهد امویین و علّت روایات مکذوبه آورده است.
[احادیثی در لزوم کتمان حکمت از اغیار]
در المحجّة البیضاء، جلد ١، صفحه ٩١ آورده است:
و قال النبی صلّی الله علیه و آله: ”کلّموا الناسَ بما یعرفون و دَعَوا ما یُنکرون؛ أَ تُریدون أَنْ یُکذَّبَ اللهُ و رسولُه؟!“...
و قال عیسی علیه السّلام: ”لا تضَعوا الحکمةَ عند غیر أَهلها فتظلموها، و لا
- لباسهای گشاد میپوشند، و سرهایشان را به پائین تکانتکان میدهند، و صدایشان را زیر و نازک و آهسته میکنند، و در مساجد چاشتگاهان و شبانگاهان با هیکلهایشان میروند امَّا دورترین مردم هستند از مساجد با ارواحشان. لبانشان را با ذکر تکان میدهند و به دنبال آن دانههای تسبیح را به حرکت میآورند، ولیکن ایشان همانطور که علی بن أبیطالب فرموده است: ”جَعَلُوا الدِّینَ مِن أقفالِ البَصِیرَةِ و مَغالِیقِ العَقلِ، فَهُم أغرارٌ مَرحومونَ، یُسِیئُونَ و یَحسَبونَ أنَّهُم یُحسِنُونَ ... فَهَؤُلاءِ قَد یُخَیَّلُ لَهُمُ الظُّلمُ عَدلًا، و الغَدرُ فَضلًا، فَیَرَونَ أنَّ نِسبَةَ ما یَظُنُّونَ إلَی أصحَابِ النَّبِیِّ مِمَّا یَزِیدُ فی فَضلِهِم، و یُعلِی فی النُّفُوسِ مَنزِلَتَهُم، فَیَصِحُّ فِیهِم ما قِیلَ: عَدُوٌّ عاقِلٌ خَیرٌ مِن مُحِبٍّ جَاهِلٍ.“* تا آخر با قدری اختصار.
”دین را قفلهای بسته بر روی بصیرت قرار دادهاند، و کُلُونهای بسته بر روی عقل، بنابراین ایشان أحمقانی هستند تهیدست. کار بد میکنند و چنین گمان دارند که کار خوب میکنند ... پس گاهی برای این جماعت، ستم به صورت داد و عدل تخیّل میشود، و مَکر و غدرْ به صورت شرف و فضیلت. ایشان معتقدند که آنچه را که خودشان میپندارند به اصحاب پیامبر نسبت دادن موجب زیادتی فضل و شرف آنها میباشد، و موجب اعلاء منزلت و موقعیّتشان در نفوس مردمان. بنابراین صحیح است درباره آنان آنچه گفته شده است که: دشمن دانا بِهْ از نادان دوست.“» (محقّق)]
*ـ أضواءٌ علی السّنّة المحمّدیة، طبع سوم، ص ٣٨٩ تا ص ٣٩١. و این مطالب را از شیخ محمّد عبده از کتاب وی: تاریخ الإسناد، ج ٢، ص ٣٤٧ تا ص ٣٤٩ نقل نموده است.
- لباسهای گشاد میپوشند، و سرهایشان را به پائین تکانتکان میدهند، و صدایشان را زیر و نازک و آهسته میکنند، و در مساجد چاشتگاهان و شبانگاهان با هیکلهایشان میروند امَّا دورترین مردم هستند از مساجد با ارواحشان. لبانشان را با ذکر تکان میدهند و به دنبال آن دانههای تسبیح را به حرکت میآورند، ولیکن ایشان همانطور که علی بن أبیطالب فرموده است: ”جَعَلُوا الدِّینَ مِن أقفالِ البَصِیرَةِ و مَغالِیقِ العَقلِ، فَهُم أغرارٌ مَرحومونَ، یُسِیئُونَ و یَحسَبونَ أنَّهُم یُحسِنُونَ ... فَهَؤُلاءِ قَد یُخَیَّلُ لَهُمُ الظُّلمُ عَدلًا، و الغَدرُ فَضلًا، فَیَرَونَ أنَّ نِسبَةَ ما یَظُنُّونَ إلَی أصحَابِ النَّبِیِّ مِمَّا یَزِیدُ فی فَضلِهِم، و یُعلِی فی النُّفُوسِ مَنزِلَتَهُم، فَیَصِحُّ فِیهِم ما قِیلَ: عَدُوٌّ عاقِلٌ خَیرٌ مِن مُحِبٍّ جَاهِلٍ.“* تا آخر با قدری اختصار.
