اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج6

مباحث روایی تفسیری

145٬039
مطلع انوار

جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» می‌باشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد، شاملِ:  • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامه‌ها و ذکر احادیث برگزیده.  •  ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.

سرای جاوید

مطلع انوار ج6

115
  • [در بیان بعضی از قضایای غیر واقعیّه در جریان کربلا]

  •   و در صفحه ١٦٣ گوید:

  •  «آخوند ملاّ مهدی نراقی که یکی از اعیان علماء دهر و یکی از مهدیّین خمسۀ عصر خود بوده و علاوه بر آنکه بزرگان دین اعتراف به علوّ مقام علم و فضل او کرده‌اند، مؤلّفات رشیقۀ او در فقه و غیره مثل لوامع و مشکلات العلوم و غیر آن، خود شاهدی است صادق در اثبات این مرام، مع‌ذلک [یافت می‌شود] در کتاب محرق القلوب مطالب منکره که ناظر بصیر متعجّب می‌شود از نوشتن چنان عالمی [چنین مطالبی را].

  •  [مثلاً] به اخبار جزمی بدون آنکه نسبت دهد به کتابی یا عالمی، [در] قضایای روز عاشوراء چنین نوشته که:

  •  ”چون بعضی از یاران به جنگ رفته شهید شدند، ناگاه از میان بیابان سوارِ مکمّل و مسلَّح پیدا شد. مرکبی کوه‌پیکر سوار بود، خُودِ عادی فولاد بر سر نهاده و سپر مدوّر به سر کتف درآورده و تیغ یمانی جوهر‌دار چون برق لامع حمایل کرده و نیزۀ هیجده ذرعی در دست گرفته و سایر اسباب حرب را برخود آراسته، کالبرق اللاّمع و البدر السّاطع به میان میدان رسید؛ و بعد از طرید و جولان روی به سپاه مخالف کرد و گفت:

  •  هر که مرا نشناسد بشناسد! منم هاشم بن عتبة بن أبی‌وقّاص، پسر عمّ عمر سعد.

  •  و سپس روی به حضرت امام حسین علیه السّلام نموده و گفت:

  •  السّلام علیک یا أباعبدالله! اگر پسر عمّم عمر سعد به جنگ شما آمده، من آمده‌ام تا جان خود را نثار کنم.“

  •  تا آخر قصّه مبارزت و کشته شدن او که تمام دروغ است جزماً؛ زیرا که هاشم از شجاعان معروف بود و از این جهت او را مِرقال می‌گفتند، و از خاصّه ملازمان حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام [بود]، و عَلَم بزرگ اردوی صفّین در

/ 26