اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج6

مباحث روایی تفسیری

145٬039
مطلع انوار

جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» می‌باشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد، شاملِ:  • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامه‌ها و ذکر احادیث برگزیده.  •  ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.

سرای جاوید

مطلع انوار ج6

116
  • دست او بود، و در همان روز که عمّاریاسر شهید شد و از لشکر معاویه ذو‌الکلاع معروف و عبیدالله پسر عمر کشته شدند، هاشم مرقال نیز شهید شد؛ به اتّفاق علماء رجال و مؤلّفین غزوه صفّین.

  •  [مانند کتاب] صفّین، نصر بن مزاحم [به روایت عدیده کیفیّت شهادت و شجاعت و قوّت ایمان و جلادت او را ذکر کرده؛ حتّی بعضی مراثی که برای او گفتند. و شبهه در کذب آنچه در] محرق القلوب و قبل از او یعنی در روضۀ کاشفی آمده است، [نیست].

  •  و عجیب آنکه نوشته است که: [چون پسر سعد هزار سوار برای مقاتله با هاشم فرستاد] حضرت [نیز] برادر خود فضل را با ده نفر از انصار برای یاری او فرستادند، درحالی‌که در تمام کتب انساب پسری [به نام فضل] برای أمیرالمؤمنین علیه السّلام دیده نشده است.

  •  و در محرق القلوب نیز آورده است که: ”عابس را غلامی بود شوذب نام.“ ـ تا آنجا که می‌گوید: ”غلام گفت: ای مولای من!“ ـ الخ.

  •  شاکر قبیله‌ای است در یمن از طایفه همدان که از اولاد شاکر بن ربیعة بن مالک هستند، و عابس از آن قبیله بود؛ و مولا را چون به قبیله نسبت دهند (مثلاً بگویند: مولی بنی‌اسد، مولی اَزد، مولی ثقیف) یکی از دو معنی را اراده کنند:

  •  ١. به معنای حلیف و هم سوگند؛

  •  ٢. به معنای نزیل و مهاجر بدان قبیله.

  •  و تمام اهل لغت بر این معنی متّفقند. و شوذب مولی شاکر یعنی حلیف یا نزیل طایفه عابس بود، و لهذا در آن سفر با عابس هم‌سفر بود نه آنکه غلام عابس بود. و شاید مقام او از عابس بالاتر بود چه درباره او گفته‌اند: ”و کان متقدّمًا فی الشّیعة.“»

  •   و در صفحه ١٦٦ گفته است:

  •  «به مولّفات آقایان: برغانی، قزوینی، اعتباری نیست.»

/ 26