اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج6

مباحث روایی تفسیری

145٬039
مطلع انوار

جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» می‌باشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد، شاملِ:  • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامه‌ها و ذکر احادیث برگزیده.  •  ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.

سرای جاوید

مطلع انوار ج6

118
  • مجموعه والد مرحوم، یا در جُنگ استاد مغفور، و گاهی در مقتل کذائی.»

  •   و در صفحه ١٧٥ تا ١٨٠، هشت مورد از روضه‌خوانی‌های بی‌اساس را ذکر کرده است؛ از جمله: حضرت روز عاشوراء به بالین حضرت سجّاد علیهما السّلام، آمدند و گفتگوهائی ردّ و بدل شد، و اسبِ سواری خواستن از حضرت زینب سلام الله علیها.

  •   و در صفحه ١٨٠ تا ١٨٣، خواب عجیبی نقل می‌کند از یک روضه‌خوان، که دلالت بر مؤاخذه روضۀ دروغ دارد.1

    1. ـ لؤلؤ و مرجان, محدّث نوری (ره) ص ١٨٠:
      >و این تنبیه را ختم نمائیم به ذکر خواب عجیبی که برای جماعت روضه‌خوانان موعظه‌ای است بلیغ و پندی است نافع؛ صورت آن ـ چنانچه در کتاب دارالسّلام نقل کردیم ـ این است که:
      سیّد فاضلی از معتبرین روضه‌خوانان شبی در خواب دید که: گویا قیامت برپا شده, و خلق در نهایت وحشت و حیرت, و هرکس به حال خود مشغول, و ملائکه ایشان را می‌رانند به سوی حساب, و با هر تنی دو موکّل بود.
      و من چون این داهیه را دیدم در اندیشه عاقبت خود که با این بزرگی امر به کجا خواهد کشید؛ دراین‌حال دو نفر از آن جماعت مرا امر نمودند به حضور در محضر خاتم النبیین صلّی الله علیه و آله.
      چون مَآل کار خطرناک بود مسامحه کردم؛ قهراً مرا کشاندند, یکی در پیش، دیگری در عقب, و من در وسط هراسان و ترسناک سیر می‌کردیم که دیدم عِماری بسیار بزرگی بر دوش جماعتی از طرف راست راه می‌روند.
      به الهام الهی دانستم که در آن عماری سیّدۀ زنان عالم است صلوات الله علیها, و چون به عماری نزدیک شدم فرصت را غنیمت دانسته از دست موکلان فرار و خود را به زیر عماری رساندم. آن را قلعه محکم و محل منیعی دیدم که پیش از من جمعی از گناه‌کاران به آنجا پناه برده بودند.
      و موکلین را دیدم از عماری دور, و قدرت بر نزدیک شدن به عماری ندارند؛ و به همان اندازۀ دوریِ با ما سیر می‌کنند, و به اشاره التماس کردند که برگردیم قبول نکردیم. آنگاه به اشاره، ما را تهدید کردند؛ چون تکیه‌گاه خود را محکم دیدیم ما نیز ایشان را تهدید می‌کردیم.
      و با همین قوّت قلب سیر می‌کردیم که ناگاه رسولی از جانب رسول خدا صلّی الله علیه و آله [ادامه در صفحه بعد]
/ 10