
مطلع انوار ج6
مباحث روایی تفسیری
جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد، شاملِ: • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامهها و ذکر احادیث برگزیده. • ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.
مطلع انوار ج6
139[سبب دهم در جعل حدیث: ترهیب و ترغیب جهت هدایت مردم]
صفحه ١٢٤: «عاشرُها ”شدّةُ التّرهیب و زیادة التّرغیب لأجل هدایة النّاس“. و لعلّ الّذی سَهَّلَ علی واضعی هذا النّوعَ من الأحادیث المکذوبةِ هو قولُ العلماء: ”إنّ الأحادیثَ الضّعیفةَ یُعمَلُ بها فی فضائل الأعمال1 و ما فی معناها مِمّا لایتعلَّق بالأحکام و الحقوق.“»
صفحه ١٢٥: «کما اشتهر من قولهم: ”إنّ لِلّه عبادًا إذا أرادوا أراد.“2»
ابوالبختری در حضور هارون که کبوترباز بود وضع حدیث کرد که: قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: «لا سَبْق إلّا فی خُفٍّ أو حافرٍ أو جَناحٍ» و جناح را اضافه کرد
صفحه ١٢٦: «أمّا وُضّاعُ الحدیث فکانوا کثیرین لایُحصیهم العَددُ، و قد قالوا إنّ أشهرَهم أربعةٌ: ابنُ أبییحیی فی المدینة، و الواقدیُّ فی بغدادَ، و مُقاتلُ بن سلیمانَ بخراسانُ، و محَمَّدُ بن سعید بالشّام.3
و إلیک مَثَلًا واحدًا من أمثلة الوضع للتقرّب من الملوک و الأُمَراء:
کان الرشّید یُعجِبُه الحَمامُ و اللهوُ به، فأُهدِیَ إلیه حَمامٌ و عنده أبوالبَختَریّ
- ـ کم جَلَبَ هذا القولُ و أتباعُه مِن الضّرر العظیم لِلنّاس فی دینهم و دنیاهم. (الأضواء)
- ـ شیخ محمود أبوریّه پس از آنکه از نووی علل جعل حدیث را ذکر میکند، خودش دوازده سبب دیگر بدان میافزاید و در سبب عاشر میگوید: «شدّت ترهیب و زیادی ترغیب به جهت هدایت مردم»، و از جمله این حدیث مجعول را میآورد و میگوید: واضعین به جهت اینکه نشان بدهند قضا و حکم خدا تابع ارادۀ بعضی از صالحین است این روایت را جعل نمودهاند. (مرحوم علاّمه طهرانی قدّس سرّه)
- ـ ابنخلّکان، ج ٢، ص ١١٣. (الأضواء)
