
مطلع انوار ج6
مباحث روایی تفسیری
جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد، شاملِ: • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامهها و ذکر احادیث برگزیده. • ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.
مطلع انوار ج6
161النّاسَ، فإذا سمعتم بها فَاخْرُجوا إلی الشّام.“ و ابنعمرَ هو أحدُ تلامیذِ کعب.»
معاویه خودش اقرار دارد که: ما أحیاناً از کعب الأحبار کذب دیدهایم
صفحه ١٧٢: «و قد قال معاویة: ”ما رأینا فی هؤلاء المحدِّثین عن أهل الکتاب أمثلَ من کعب، و إن کنّا لَنَبلو علیه الکذب أحیانًا.“ و قد ثَبَتَ فی الصّحیح عن النبیّ (صلّی الله علیه (و آله) و سلّم) أنّه قال: ”إذا حدَّثکم أهلُ الکتاب فلا تُصدِّقوهم و لا تُکذِّبوهم، فإمّا أن یحدِّثوکم بباطلٍ فتُصدِّقوه و إمّا أن یُحدِّثوکم بحقّ فتُکذِّبوه.“1»
سیّد محمّد رشیدرضا بهترین کسی است که در این عصر، کارها و خیانتها و جنایتهای کعبالأحبار را روشن ساخته است
صفحة ١٧٤: «و لم نَجِد فی هذا العصرِ، بل فی العصور الأخیرة مَن فَطَنَ لِدَهاء کَعبٍ و وَهَبٍ و کَیدهما، مثلَ الفقیهِ المحدِّث السیّد محَمَّد رشید رضا رحمه الله. و إنّی أنقُلُ هنا بعضَ ما قاله فی کعبٍ خاصّةً، و فیه و فی زَمیله وهبٍ عامّةً.
قال فی کعب ردًّا علی مَن وَصَفوه بأنّه کان من أوعیةِ العلم، ما یَلی2:
إنّ ثبوتَ العلم الکثیر لا یقتضی نَفیَ الکذب. و کان جُلُّ علمِه عندَهم ما یَرویه عن التّوراة لِیُقبَلَ، و غیرِها من کُتب قومِه و یَنسِبه إلیها لِیُقبل. و
- ـ هذا هو الحدیث الصّحیح الّذی یَسطَعُ منه نورُ النّبوّة، ولکن أحدُ تلامیذ کعب و هو عبدالله بن عَمرو بن العاص، یأتی فیروی عن النبیّ هذا الحدیث: «بَلِّغوا عنّی و لو آیة، و حدِّثوا عن بنیاسرائیلَ و لاحَرَجَ.» ثم یُخالف عن أمر النبیّ و یُغضِبه، فیُحدّث عن الزّاملتَین. و راجع ص ١٦٣ و ١٦٤ من هذا الکتاب. (الأضواء)
- ـ مجلة المنار، ج ٢٧، ص ٥٤١ و ما بعدها. (الأضواء)
