
مطلع انوار ج6
مباحث روایی تفسیری
جلد ششم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، تحقیقات، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «درایت الحدیث» و «علوم قرآن و تفسیر» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی تفسیری و حدیثی خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد، شاملِ: • ابحاث روایی: مباحثی مبسوط پیرامونِ جعل حدیث، تحقیقی دربارۀ شروح صحیفه سجادیه، اثبات سندیتِ توقیع وارد در ماه رجب و پاسخ به شبهات سندی و محتوایی آن، و همچنین متن برخی اجازه نامهها و ذکر احادیث برگزیده. • ابحاث تفسیری و قرآنی: شامل مباحثی پیرامونِ عدم تحریف قرآن، حجیتِ قرائات قرآنی، جمع آوری قرآن، و همچنین مطالب متنوّع تفسیری.
مطلع انوار ج6
53هذا قوله علی رؤوسِ الأَشهاد و کان عمله علی ذلک أَیضًا؛ کما شاهدته عِدّة لیالٍ بعد درسِ اللیل کنتُ أَحضُرُ دارَه فی مجلسِ بحثهِ معَ بعضِ خواصِّ تلامیذِه المجتهدینَ، لتموینِهم علی الاستنباط و تعلیمهِم الجوابَ عن الاستفتائات، و قد أُحضرت الکتبُ الفقهیّة و الحدیثیة فی المجلسِ یرجعون إلیها، فما مَضَتْ لیلةٌ لم یُراجَعْ فیها إلی المستدرک.
و سمعتُ أیضًا شیخَنا العلّامة الشیخ شریعةَ الإصفَهانی قبل وفات العلّامة النوری بسنةٍ تقریبًا و هو فی بعضِ مذاکَراته الرجالیّة فی أیّام التّعطیل، فسألتُه عن مستندِ کلامه الّذی ذَکَره، فقالَ: «قد ذکره الحاجّ آقا النوری فی خاتمة المستدرک»، فتعجَّبت من شِدَّة وُثوقِه بِقَولِه و بِکِتابِه، و لمّا أحَسَّ بتعجّبی فقال ما لفظُه:
«نحنُ عیالٌ للحاج آقا النّوری فی الحدیثِ و الرِّجال، و نتنعَّم ممّا بَسَطه لنا من مائدةِ إِحسانه فی تصانیفهِ الجَلیلة سِیَّما المستدرک و خاتِمتِه.»
و التعبیرُ عنه بالحاج آقا النوریّ اقتداءٌ منه بآیة الله المیرزا الشیرازیّ ـ طابَ ثراه ـ فإنّه ما کان یعبِّر عنه إلّا به، فتعبَّد تلامیذُه و غیرهم.
و کذلک سیِّد مشایخی الشریف المرتضی الکشمیریّ و کافّةُ مَن أدرکتُهم من المجتهدین العظام المعاصِرین له فی النَّجف، کانوا منقادین له، مستفیدین من تصانیفه، معظّمین لخدماته غایةَ التعظیم.
ثمّ لمّا تشرَّفتُ إلی سامرّاء فی خدمةِ شیخنا آیة الله المیرزا محَمَّد تقی الشیرازیّ ـ قدّس سرّه ـ فرأیتُه أَشدَّ وثوقًا به و بتصانیفهِ. نَعم، أدرکت أیضًا بعضَ من غَرَّته نفسُه و خَدَعَهُ هواه أو حَمَلَتْه الحَمِیُّة و العَصَبیُّة من حیثُ لا یعلمُ و هو ـ عفی الله عنه ـ کان یَستحقِرُ تصانیفَه و یَنقُصُ شأنَهُ و قَدرَه، کما هو عادةُ بعضِ المعاصِرینَ، و لا بأس به حتّی لا تنخَرم قاعدةُ «مَن صَنَّف استُهدِف».
