جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
100لجمیع أهل الأرض علی اختلاف بلدانهم فی آفاقهم؛ ضرورةَ أنّ القرآن نزَل فی لیلةٍ واحدةٍ، و هذه اللیلة الواحدة هی لیلة القدر، و هی خیرٌ من ألف شهر، و ﴿فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ﴾.1
و من المعلوم أنّ تفریق کلّ أمرٍ حکیمٍ فیها لا یخُصّ بقعةً معیّنةً من بِقاع الأرض، بل یعُمّ أهلَ البِقاع أجمع؛ هذا من ناحیةٍ. و من ناحیةٍ أُخری قد ورد فی عدّةٍ من الروایات أنّ فی لیلة القدر یُکتب المَنایا و البلایا و الأرزاق و ﴿فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ﴾، و من الواضح أنّ کتابة الأرزاق و البلایا و المَنایا فی هذه اللیلة إنّما تکون لجمیع أهل العالم، لا لإهل بُقعةٍ خاصّة. فالنتیجة علی ضوئهما: أنّ لیلة القدر لیلةٌ واحدةٌ لأهل الأرض جمیعًا، لا أنّ لکلّ بُقعة لیلةً خاصّة.
هذا مضافًا إلی سکوت الروایات بأجمَعها عن اعتبار اتّحاد الأُفق فی هذه المسألة، و لم یرِد ذلک حتّی فی روایة ضعیفة.
و منه یظهر: أنّ ذهاب المشهور إلی ذلک لیس من جهة الروایات، بل من جهة ما ذکرناه من قیاس هذه المسألة بمسألة طلوع الشمس و غروبها، و عرفتَ أنّه قیاسٌ مع الفارق. ـ انتهی ما أفاده مدّ ظلّه.2
[کلام صاحب المستند در عدم لزوم اشتراک افق در رؤیت هلال]
هذا ما أفاده صاحب المستند (ره) فیما أفاد من عدم لزوم الاشتراک فی البلدان فی رؤیة القمر فی الحکم بتحقّق الشهر:
الثانیة: إذا رُئیَ الهلالُ فی أحد البلدین المتقاربین، ثبت حکمُه لأهل البلد الآخر أیضا إجماعًا، و لقوله فی موثّقة البصریّ: ”فإن شهد أهلُ بلدٍ آخَر
- سوره الدّخان (٤٤) آیه ٤.
- منهاج الصّالحین، السّید الخوئی، ج ١، ص ٢٧٨.

