جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
103الثانی، ففیه الخلاف؛ إذ لا یعلم من الرؤیة فی أحد البلدین وجود الهلال فی الآخر أیضًا ـ أی: خروجه عن الشعاع وقت المغرب ـ فلایَکفی الرؤیةُ فی أحدهما عن الرؤیة فی الآخَر.
و قد یتعارض الاختلاف العرضیّ مع الطولیّ؛ کما إذا کان نهارُ بلدٍ أقصرَ من الآخر، و لکن کان طول الأوّل أقلّ بحیث یتّحد وقتا مغربهما أو یتقاربان، و یکون ظهور تفاوت النهارین فی الشرق، بل قد یتأخّر المغرب فی الأقصر نهارًا.
و ممّا ذُکر یُعلَم: أنّ محلّ الخلاف إنّما هو فی البلدین اللّذَین یختلفان فی الطول تفاوتًا فاحشًا، أی بقدرٍ یسیرُ القمر فی زمن التفاوت بحرکته الخاصّة درجةً أو نصف درجةٍ، و نصف الدرجة یحصل فی خمس عشرة درجةً تقریبًا من الاختلاف الطولیّ؛ أو یختلفان فی العرض تفاوتًا فاحشًا بحیث یکون تفاوت مغربیهما بقدرٍ یسیرُ القمر فیه بحرکته الخاصّة الدّرجةَ أو نصفَها، و هو أیضًا یکون إذا اختلف نهارُ البلدین بقدر ثلاث ساعاتٍ أو ساعتین لا أقلّ؛ لیکون تفاوتُهما المغربیُّ نصفَ ذلک، حتّی یسیرَ القمرُ سیرًا معتدًّا به فیه؛ و قد یتعارض الاختلافان الطولیّ و العرضیّ.
و الخبیر بعلم هیئة الأفلاک یقدر علی استنباط جمیع الشقوق و استنباط أنّ الرؤیة فی أیٍّ من البلدین المختلفین طولًا أو عرضًا بالقدر المذکور یوجب ثبوتها فی الآخر و لا عکس. فالخلاف یکون فی الرؤیة فی بغداد لبلدة قشمیر؛ لتقارب عرضهما، و أقلیّة طول بغداد بخمسٍ و عشرین درجةً تقریبًا. و فی الرؤیة فی مصر لبغداد؛ إذ مع التفاوت العرضیّ قلیلًا یکون طول مصر أقلّ بسبع عشرة درجةً. و کذا الطوس؛ لزیادة طوله بثلاثین درجةً تقریبًا. و فی الرؤیة فی صنعاء یمن لبغداد و مدائن؛ إذ مع تقارب الطول یختلفان عرضًا بتسع عشرة درجةً تقریبًا. و فی اصفهان لبلدة لهاور؛ لاختلافهما فی الطول باثنین و ثلاثین درجةً تقریبًا. بل فی بغداد لطوس؛ لتفاوت طولیهما اثنتی عشرة درجةً تقریبًا.

