جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
117«(کا) الأربعة عن یاسین (یب)1 التیمُلیّ عن محمّد بن إسماعیل عن حمّاد بن عیسی عن حَریز عن یاسین قال: سمعتُ أباجعفر علیه السّلام یقول: ”إنّ قومًا أقبلوا من مصرَ، فمات رجلٌ منهم، فأوصیٰ بألف درهمٍ للکعبة. فلمّا قدم الوصیُّ مکّةَ، سأل فدَلَّوه علی بنیشیبة، فأتاهم فأخبرهم الخبر. فقالوا له: قد برِئَت ذمّتُک، ادفعها إلینا. فقام الرّجل، فسأل النّاسَ، فدَلَّوه علی أبیجعفر محمّد بن علیّ علیهما السّلام“ قال: فقال أبوجعفر علیه السّلام: ”فأتانی فسألنی، فقلت له: إنّ الکعبة غنیّةٌ عن هذا! أُنظر إلی مَن أمَّ هذا البیتَ، فقُطِع به، أو ذهبت نفَقَتُه، أو ضلَّت راحلتُه، أو عَجَز أن یرجِع إلی أهله، فادفَعْها إلی هؤلاء الّذین سَمّیت.“
قال: فأتی الرجلُ بنیشیبةَ، فأخبرهم بقول أبیجعفر علیهما السّلام، فقالوا: هذا ضالٌّ مبتدِعٌ لیس یُؤخَذُ عنه، و لا علم له. و نحن نسألک بحقّ هذا و بحقّ کذا و کذا لمّا أبلغتَه عنّا هذا الکلام. قال: فأتیتُ أباجعفر علیه السّلام فقلت له: لقیتُ بنیشیبة فأخبرتهم، فزعموا أنّک کذا و کذا، و أنّک لا علم لک؛ ثمّ سألونی بالعظیم لمّا أبلغتُک ما قالوا.
قال: ”وأنا أسألک بما سألوک لمّا أتیتَهم فقلتَ لهم: إنّ من علمی أن لو وُلّیتُ شیئًا من أُمور المسلمین، لَقطَعتُ أیدیَهم، ثمّ علّقتُها فی أستار الکعبة، ثمّ أقمتُهم علی المِصطبة، ثمّ أمرتُ منادین ینادون: ألا إنّ هؤلاء سُرّاق الله، فاعرِفوهم.“
بیان: المِصطبة بکسر المیم: کالدّکان للجلوس علیه.»2
- قابل ذکر است که در الوافی، فیض کاشانی، مراد از «کا»: الکافی شیخ کلینی؛ و مراد از الأربعة: سلسله سند از علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن النوفلی، عن السکونی؛ و مراد از «یب»: تهذیب الأحکام شیخ طوسی میباشد. (محقّق)
- الوافی، ج ٢٤، ص ١٤٦؛ الکافی، ج ٤، ص ٢٤١؛ التهذیب، ج ٩، ص ٢١٢.

