جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
137فی طریق مکّةَ فقال له: یا علیَّ بن الحسین! ترکتَ الجِهادَ و صُعوبتَه، و أقبلتَ علی الحجّ و لینتِه! إنّ الله عزّوجلّ یقول:
﴿إِنَّ ٱللَهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ وَٱلۡقُرۡءَانِ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَهِ فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِي بَايَعۡتُم بِهِۦ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾.1
فقال له علیُّ بنُ الحسین صلوات الله علیهما: ”أتِمَّ الآیةَ!“فقال: ﴿ٱلتَّـٰٓئِبُونَ ٱلۡعَٰبِدُونَ ٱلۡحَٰمِدُونَ ٱلسَّـٰٓئِحُونَ ٱلرَّ ٰكِعُونَ ٱلسَّـٰجِدُونَ ٱلۡأٓمِرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱلنَّاهُونَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡحَٰفِظُونَ لِحُدُودِ ٱللَهِ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾.2
فقال له علیُّ بنُ الحسینِ علیهماالسّلام: ”إذا رأینا هؤلاء الّذین هذه صفتُهم، فالجِهاد معهم أفضلُ من الحجّ.“3
٤. و فی خبر أبیبصیر عن أبیعبدالله علیه السّلام عن آبائه علیهم السّلام المرویّ عن العِلَل و الخِصال، قال:
قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: ”لا یَخرُج المسلمُ فی الجهاد مع مَن لا یُؤمَن فی الحکم و لا یُنفِذُ فی الفَیء أمرَ الله عزّوجلّ؛ فإنّه إن مات فی ذلک المکان، کان مُعینا لعدُوِّنا فی حبسِ حقِّنا و الإشاطة4 بدِماءنا، ماتَ5 میتةً جاهلیّة.“6
- سوره التّوبة (٩) آیه ١١١.
- سوره التّوبة (٩) آیه ١١٢.
- الکافی، ج ٥، ص ٢٢.
- الإشاطة من شَیَطَ. شاط یَشیط شیطًا الشیءُ: احترق. أشاط السلطانُ دَمَه و بدمه: عرّضه للقتل و أهدر دمَه.
- خ ل: و میتتُه.
- علل الشرایع، ج ٢، ص ٤٦٤؛ الخصال، ج ٢، ص ٦٢٤، با قدری اختلاف.

