جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
139العمرةَ و الجِوار.“1و2
٨. و خبر عبدالمک بن عُمَر قال: قال لی أبوعبدالله علیه السّلام: ”یا عبدَالملک! ما لی لا أراکَ تَخرُج إلی هذه المواضع الّتی یَخرُجُ إلیها أهلُ بلادک؟!“
قال: قلتُ: و أین؟! قال: ”جُدَّةَ و عُبّادانَ و المَصِّیصَة و قزوینَ!“
فقلت: انتظارًا لأمرکم و الاقتداءِ بکم! فقال: ”إی والله لو کان خیرًا، ما سبقونا إلیه.“
قال: قلتُ له: کان نَواطٌ3 یقولون لیس بیننا و بین جعفرٍ خلافٌ إلّا أنّه لا یَرَی الجهاد. فقال: ”أنا لا أراه؟! بَلی واللهِ إنّی لَأراه، و لکن أکرَهُ أن أدَعَ علمی إلی جهلِهم.“4
امکان جهاد به إذن ولیّفقیه و حاکم جامع الشّرائط در زمان غیبت
و إلی غیر ذلک من النُّصوص الّتی مقتضاها ـ کصریح الفتاوی ـ عدمُ مشروعیّةِ الجِهادِ مع الجائر و غیرِه. بل فی المسالک و غیرها عدمُ الاکتفاء بنائب الغَیبة، فلا یجوز له تَوَلِّیه. بل فی الرّیاض نفَی [علم] الخلاف فیه حاکیًا له عن ظاهر المنتهی و صریح الغُنیة إلّا من أحمَدَ فی الأوّل، قال: ”و ظاهرهما الإجماعُ، مضافًا إلی ما سَمِعتَه من النُّصوص المعتبِرةِ وجودَ الإمام؛ لکن إن تَمَّ الإجماعُ المزبور فذاک، و إلّا أمکن المناقشةُ فیه بعموم وَلایة الفقیه فی زمن الغَیبة الشّاملة لذلک المعتضِدة بعموم أدلَّة الجهاد، فتُرجَّحُ علی غیرها.“» ـ انتهی موضع الحاجة.5
- جِوَار مصدر جاور. و یُقال: أقام فی جِواره: أی قرُبَ مسکنُه، الأمانُ و العَهدُ. یُقال: هو فی جِواری: أی فی عهدی و أمانی. جَوار: الماء الکثیر القعیر.
- وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ٤٧، با قدری اختلاف.
- الأصح: أنواطٌ، أی: مُتَعَلِّقون؛ و المراد به هنا الزیدیّة. (محقّق)
- وسائل الشّیعة، ج ١٥، ص ٤٦، با قدری اختلاف.
- جواهر الکلام، ج ٢١، ص ١١ ـ ١٣.

