جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
142طاووس مطالبی را ذکر میکند؛ تا آنجا که نقل میکند:
«چون شریک بن الأعور با مسلم بن عقیل مواعده کردند که چون ابن زیاد به دیدن شریک آید حضرت مسلم غیلةً او را بکشد، مسلم انجام نداد و چون ابن زیاد رفت شریک از حضرت مسلم سؤال کرد: چرا نکشتی؟! حضرت در جواب فرمود:
بأنّ ذلک فَتکٌ و أنّ النبیَّ قال: ”الإیمانُ قَیَّد الفَتکَ“.1»
و در شرح نهج البلاغه، ابن أبیالحدید، ٢٠ جلدی، جلد اوّل، صفحه ٢١٩ گوید که:
«چون رسول خدا رحلت فرمود و علی علیه السّلام به غسل و دفن او مشغول شد و مردم با ابوبکر بیعت کردند، جماعتی از مهاجرین با زبیر و ابوسفیان به نزد علی علیه السّلام و عباس آمدند و آنها را تحریک به قیام و نهضت نمودند؛ فقال العبّاس رضی الله عنه: ”قد سمِعنا قولَکم؛ فلا لقِلّةٍ نَستعین بکم و لا لظِنّةٍ نترُک آراءَکم، فأمهِلونا نراجعِ الفِکر. فإن یکن لنا من الإثم مَخرَجٌ یَصِرَّ2 بنا و بهم الحقُّ صَرِیرَ الجُدجُد، و نبسُطْ إلی المجد أکُفًّا، لا نَقبِضُها أو نبلُغَ المَدیٰ؛ و إن تکن الأُخری، فلا لِقلّةٍ فی العدد و لا لوَهَنٍ فی الأید. والله لولا أنّ الإسلام قَیَّد الفتک، لَتدَکدَکتُ جَنادِلَ صَخرٍ یُسمَعُ اصطِکاکُها من المحلّ العلیّ [الأعلیٰ].“
فحَلَّ علیٌّ علیه السّلام حَبوَته، و قال: ”الصَّبر حلمٌ، و التقویٰ دینٌ، و الحجّة محمّدٌ، و الطریق الصراط. أیّها الناس! شُقُّوا أمواجَ الفتن بسُفن النجاة.“ـ الخطبة (خطبۀ پنجم از نهج البلاغة) ثمّ نهَض فدخل إلی منزله، و افترق القوم.»
و در سفینة البحار، جلد ٢، صفحه ٣٤٤، در مادّۀ فَتَکَ گوید:
«الصادقیّ أنّ الإسلام قیّد الفتک. قال الجزریّ فیه: الإیمان قیّد الفتک، أی:
- بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٩٧، با قدری اختلاف.
- لسان العرب: «أی یُصَوِّت.»

