جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
143الإیمان یمنَع من الفتک کما یمنع القید عن التصرّف. و الفتک أن یأتِیَ الرجل صاحبَه و هو غارٌّ غافلٌ، فیشُدَّ علیه فیقتُلَه (یا کز ١٤٣)» ـ انتهی.
و در نهایة، ابن اثیر جزری گوید:
«فَتَک، فیه: ـ ”الإیمان قَیَّد الفتک.“ الفتک: أن یأتِیَ الرّجلُ صاحِبَه وهو غارٌّ غافلٌ، فیَشُدَّ علیه فیَقتُلَه؛ و الغیلَة: أن یَخدَعَه ثمّ یَقتُلَه فی مَوضعٍ خَفیٍّ. و قد تکرّر ذکر الفَتکِ فی الحدیث.»1
و در مستدرک حاکم، جلد ٤، صفحه ٣٥٣، وارد است که:
«أخبَرنا علی بن محمّد عقبة الشّیبانی بالکوفه، حدّثَنا إبراهیمُ بن اسحاق الزُّهری، حدّثنا أسباط بن نصر الهمدانی، حدّثنا إسماعیل بن عبدالرحمن السُّدّی عن أبیه عن أبیهریره، قال:
قال رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”لایَفتِکُ المؤمنُ، الإیمانُ قَیَّدَ الفَتکَ“.» (هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم و لم یخرجاه).
فَتَک از دو باب ضرَب یضرِب و نصَر ینصُر آمده است و دارای چهار مصدر است:
فَتَک یفتِکُ فَتکًا فِتکًا و فُتکًا و فُتوکًا.
و در تاریخ طبری، جلد ٧، صفحه ٥٢٥ از طبع دارالمعارف مصر و تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم، آمده است که: « محمّد نفس زکیّه اجازۀ فتک منصور دوانیقی را نداد.»
با اسناد خود از أبوهبّار مُزَنیّ آورده است که: «لمّا حجّ أبوجعفر سنةَ أربعین و مائة، حجّ فی تلک السّنة محمّد و إبراهیم إبنا عبدالله و هما متغیّبان. فاجتمعوا بمکّةَ،
- النهایة فی غریب الحدیث، ج ٣، ص ٤٠٩.

