اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج7

فقه و اصول

151٬897
مطلع انوار

جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» می‌باشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود.  مهم‌ترین مباحث این مجلّد:  • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت  • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهم‌السلام  • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن.   • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی.  • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.

سرای جاوید

مطلع انوار ج7

150
  • علیّاً لیَقْتُلَه؛ قال: فقلتُ: ”یا رسول‌َ الله! أکون فی أمرک إذا أرسلتَنی، کالسَّبکَةِ1 المُحْماةِ (و فی روایةٍ: کالمِسمار المُحمی فی الوَبَر)، و لا یَثنینی شَیءٌ حتّی أمضِیَ لِما أرسَلتَنی به؛ و الشّاهدُ یَریٰ ما لا یَرَی الغائب؟!“ فقال: ”بل الشّاهدُ قد یَریٰ ما لا یَرَی الغائبُ.“

  •  ”فأقبلتُ مُتوَشّحًا2 السَّیفَ ‌فَوجدتُه عندها، فَاخْتَرَطتُ3 السَّیفَ. فَلَّما أقبَلتُ نحوه، عَرَفَ أنِّی اُرِیدُه، فَأتیٰ نَخلَةً فَرَقیٰ فَیها ثُمَّ رَمیٰ بنفسه و شَغَرَ4 برجلیه، فإذًا هو أجَبُّ أمسَحُ؛ مَا لَه ممّا للرّجال، قلیلٌ و لا کثیرٌ. فأغمَدتُ سَیفی ثُمَّ أتیتُ إلی النَّبیِّ فأخبرتُهُ.“

  •  فقال: ”الحمدُ لِله الذّی یَصرِفُ عَنَّا أهلِ الْبَیتِ الامتحانَ.“5

  •  عن ابن‌بابویه عن الصّادق علیه السّلام، قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام فی آخر احتجاجه علی أبی‌بکر بثلاث و عشرین خصلةً:

  •  نَشَدتُکُم بالله هَل عَلِمتم أنَّ عائشَةَ قالت لرسول الله: إنّ إبراهیم لیس منکَ و إنَّه من فلانٍ القِبطِیّ. فقال: یا علیّ، فَاذهَبْ فَاقتُلهُ!

  •  فقلتُ یا رسول الله! إذا بَعَثتَنی أکون کالمِسمار المُحمیٰ فی الوَبَر لِما أمَرتَنی.“6

  •  المعنی سَوَاءٌ.»7و8

  •  

    1. لم نجد هذه اللّغة فی المعاجم؛ نعم وردت لغة سَبِیکَة و هی القطعة من فضّة أو نحوها، زُوِّبت و اُفرغت فی قالب؛ ج: سبائک. و أظنّ أنّ الصحیح: السِّکَّة [کما فی بحار الأنوار]، و هی حدیدة‌ الفدّان الّتی تنشّق الأرض. (علاّمه طهرانی، قدّس سرّه)
    2. توشّح: لبس الوشاح. توشّح بالسیف: تقلّد به.
    3. اخترط السَّیف: اسْتَلَّهُ.
    4. شَغَر الکلب: رفع إحدی رجلیه فبال.
    5. حلیة الأولیاء، اصفهانی، ج ٣، ص ١٧٨.
    6. الخصال، شیخ صدوق، ج ٢، ص ٥٦٣.
    7. المناقب، ابن شهر آشوب، ج ٢، ص ٦٤؛ بحار الأنوار، ج ٣٨، ص ٣٠١.
    8. جنگ ١٨، ص ٩٠.
/ 308