اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج7

فقه و اصول

151٬897
مطلع انوار

جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» می‌باشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود.  مهم‌ترین مباحث این مجلّد:  • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت  • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهم‌السلام  • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن.   • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی.  • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.

سرای جاوید

مطلع انوار ج7

155
  • آورده است که: «أعطی رجلًا عطاءَه أربعةَ آلافِ درهم، ثم زاده ألفًا، فقیل له: ”ألا تَزید ابنَک عبدالله کما تَزیدُ هذا؟“ فقال: ”إنّ هذا ثبت أبوهُ یومَ أُحُد، و إنّ عبدالله فرّ أبوه و لم یَثبُت.“»

  •  ابن أبی‌الحدید در شرح نهج البلاغه، جلد ١١، صفحه ١٠٣ گوید:

  •  «قال النّبیّ صلّی الله علیه و آله: ”لا یَدخُلُ الْجنّةَ‌ مَن کان فی قلبه مثقالُ حبّةٍ مِن کِبر“.

  •  و قال صلّی الله علیه و آله: ”لولا ثلاثٌ مُهلِکاتٌ لَصَلَح النّاسُ: شُحٌّ مُطاعٌ، و هَویً مُتّبَعٌ، و إعجابُ المَرء بنفسه.“»

  •  و در صفحه ١٠٣ گوید: «رُوی عن النّبیّ صلّی الله علیه و آله أنّه قال: ”احْثُوا1 فی وجوه المدّاحین التّرابَ.“

  •  و کان یُقال: ”إذا سَمِعتَ الرّجلَ یقول فیک مِن الخیر ما لیس فیک، فلا تَأمَن أن یقولَ فیک مِن الشّرّ ما لیس فیک.“

  •  و کان یُقال: ”لا یَغلِبَنّ جهلُ غیرِک بک علمَک بنفسک.“»

  •  و در صفحه ١٠٤ گوید: «و قال عبدالله بن المُقَفَّع فی الیَتیمة: ”إیّاک إذا کنتَ والیًا أن یکون مِن شأنک حبُّ المدح و التّزکیة، و أن یَعرِفَ النّاسُ ذلک منک، فتکونَ ثُلمَةً من الثُّلَم یَقتحِمون علیک منها، و بابًا یَفتَتِحونک منه، و غیبةً یَغتابونک بها، و یَسخَرون منک لها. و اعْلم: أنّ قابلَ المدحِ کمادحِ نفسِه، و أنّ المرءَ جدیرٌ أن یکون حبُّه المدحَ هو الّذی یَحمِلُه علی ردّه؛ فإنّ الرّادَّ له ممدوحٌ، و القابلَ له مَعیبٌ.“2»3

  •  

    1. أی: اِرمُوا. (محقّق)
    2. جهت اطّلاع بر ترجمه و توضیح این روایت شریف رجوع شود به ولایت فقیه، ج ٤، ص ١٢٥.
    3. جنگ ١٨، ص ١٤١ ـ ١٤٥.
/ 12