اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج7

فقه و اصول

151٬897
مطلع انوار

جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» می‌باشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود.  مهم‌ترین مباحث این مجلّد:  • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت  • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهم‌السلام  • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن.   • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی.  • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.

سرای جاوید

مطلع انوار ج7

170
  • یقطین می‌کنند و او را به عنوان نمونه و سمبل یاد‌آور شده و لذا با تشبیه و تطبیق آن شخصیت بزرگ و مورد امضای حضرت ابی‌الحسن موسی بن جعفر علیهما السّلام به خود و تشبیه اعمال و رفتار او را به اعمال و رفتار خود، می‌خواهند جازنند و خود را شخص مصلح و مروّج و قیّم و مراقب ضعفای شیعه و ایتام آل محمّد علیهم السّلام قلمداد کنند.

  •  و چه بسا خود را به محمّد بن اسماعیل بن بزیع تشبیه کرده، و روایتی که مرحوم شیخ انصاری (ره) در مکاسب محرّمه، در باب حرمت ولایت از قبل جائر، صفحه ٥٦ ذکر کرده است، سر و دست ‌و پا شکسته می‌خوانند و می‌خواهند بگویند: ما مانند محمّد بن اسماعیل بن بزیع هستیم.

  •  اصل این روایت چنین است:

  •  «فعن رجال الکشّی، فی ترجمة محمّد بن اسماعیل بن بزیع، عن أبی‌الحسن علیه السّلام قال: ”إنّ لِلّه فی أبواب الظّلمة ‌مَن نوَّر اللهُ به البرهانَ، و مکّن له فی البلاد، فیَدفعُ بهم عن أولیائه، و یُصلِح [اللهُ] بهم أُمورَ المسلمین؛ لأنّهم ملجأُ المؤمنین من الضّرر، و إلیهم مرجعُ ذَوی الحاجة من شیعتنا. بهم یُؤمِن اللهُ رَوعةَ المؤمنین فی دار الظّلم. أُولئک المؤمنون حقًّا، أُولئک مَنارُ1 الله فی أرضه، أُولئک نورُ الله فی رعیّتهم [یوم القیامة]، و یزهَرُ نورُهم لأهل السّماوات کما یزهَرُ نورُ الکواکب لأهل الأرض. أُولئک من نورِهم یومَ القیامة تُضیءُ القیامةُ. خُلِقوا واللهِ للجنّة، و خُلق الجّنةُ لهم؛ [فهنیئًا لهم] ما علی أحدِکم أن لو شاء‌ لنال هذا کلَّه.“

  •  قلتُ: بماذا جُعلتُ فِداک؟ قال: ”یکون معهم، فیسُرُّنا بإدخال السّرور علی شیعتنا؛ فکن معهم یا محمّد.“»2

  •  

    1. خ ل: أُمناء.
    2. المکاسب، ج ٢، ص ٧٦، با قدری اختلاف.
/ 340