جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
171أقول: اوّلاً: این روایت از حضرت اباالحسن الرضّا علیه السّلام است. ثانیًا: در رجال نجاشی1 آمده نه در رجال کشّی، و شاید کتابی که مرحوم شیخ از آن حکایت نموده است اشتباهاً از کشّی نوشته است.
به هرحال باید برای این افراد که توهّم میکنند چون علیّ بن یقطین یا محمّد بن اسماعیل بن بزیع هستند، روشن و مبرهن ساخت که گول شیطان را نباید خورد و خود را نباید به تعمیه وا داشت و ﴿بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِيرَةٞ * وَلَوۡ أَلۡقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ﴾2 و باید برای آنها بقیّۀ روایاتی که به شدّت از ورود در ابواب سلطان جائر و ولایت حاکم جائر منع میکند خوانده شود تا یک طرفه قضاوت نکنند؛ و ما برای نمونه یک روایت را که مرحوم شیخ در همین کتاب و در همین باب ذکر کرده است میآوریم:
«فی صحیحة داود بن زُربیّ قال: أخبرنی مولًی لعلیِّ بن الحسین علیهما السّلام قال: کنت بالکوفة، فقَدِم أبوعبدالله علیه السّلام الحیرةَ، فأتیتُه فقلت له: جُعلت فداک! لو کلَّمتَ داودَ بن علیّ أو بعضَ هؤلاء، فأَدخلَ3 فی بعض هذه الولایات.
فقال: ”ما کنتُ لأفعل.“
فانصرفتُ إلی منزلی، فتفکّرتُ ما أحسَبُه أنّه منعنی إلّا مخافةَ أن أظلِمَ أو أجورَ. والله لآتینّه، و أعطیتُه4 الطَّلاقَ و العتاقَ و الأیمان المغلَّظة أن لا أجورَ علی أحدٍ و لا أظلِمَنّ، و لَأعدِلَنّ.
قال: فأتیتُه فقلت: جعلت فداک! إنّی فکّرت لإبائک علیَّ، و ظننتُ أنّک إنّما
- رجال نجاشی، ص ٣٣١.
- سوره القیامة (٧٥) آیه ١٤ و ١٥.
- خ ل: فأُدخلتُ.
- خ ل: لأُعطینَّه.

