جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
179ٱلۡأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَهِ وَغَرَّكُم بِٱللَهِ ٱلۡغَرُورُ * فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾.1»2
قال النّبیّ صلّی الله علیه و آله: «لا یَشُمُّ ریحَ الجنّةِ جسدٌ نَبَت بالحرام.»3
و قال [صلّی الله علیه و آله]: «الجَنّةُ مُحرّمةٌ علی جسدٍ غُذّی بالحرام.»4
و فی روایة سلمان: «یَجیئون یومَ القیامةِ و لهم من الحسنات أمثالُ الجبال، ... و لکن5 کانوا إذا عُرضَ لهم [شیءٌ من] الحرامُ لم یَدَعوه [و ثبوا علیه].»6
و قال النّبیّ [صلّی الله علیه و آله]: «لَیَجیئَنّ أقوامٌ یوم القیامة و لهم [مِن الحسنات] أعمالٌ کجبال تِهامةَ، فیُؤمرُ بهم إلی النّار.»7
و فی حدیث المعراج قال: «مرّ (یَعنی النّبیّ) علی قومٍ مُعلَّقین [بعراقیبهم]8 بکلالیب9 من نار، فقال: ”مَن10 هؤلاء یا جَبرَئیلُ؟“ فقال: ”هؤلاء أغناهم اللَهُ بالحلال، فیَبتغون الحرام.“»11
و فی موضعٍ آخر قال صلّی الله علیه و آله:
- سوره الحدید (٥٧) آیه ١٤ و ١٥.
- إرشاد القلوب، ج ١، ص ٦٦.
- همان، ص ٦٩.
- همان
- خ ل: و لکنّهم.
- إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٩١؛ مستدرک الوسائل، ج ١١، ص ٢٨٠.
- عدّة الداعی, ص ٣١٤؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٢٨٦، با قدری اختلاف.
- مصباح المنیر: «العُرقوب: عصبٌ موثَقٌ خلف الکعبین و الجمع عراقیب.»
- کلالیب: جمع کَلّوب، حدیدةٌ معوَجَّةُ الرّأس، ذاتُ شعب یعلَّق بها اللحمُ. (محقّق)
- خ ل: ما.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص ٤٤٩؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٣٣.

