جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
180«مَضَیتُ فإذا أنا بقومٍ بینَ أیدیهم مَوائدُ: لَحمٌ طَیِّبٌ و لَحمٌ خَبیثٌ، یأکُلون اللّحمَ الخبیثَ، و یَدَعون الطّیِّبَ. فقلتُ: مَن هؤلاء یا جَبرَئیل؟» ـ الخ.1
و قال علیه السّلام:
«إنّ أحدَکم لَیَرفَعُ یدیه إلی السّماء فیقول: ”یا ربِّ یا ربِّ!“ و مَطعمُه حرامٌ و مَلبسُه حرامٌ! فأیُّ دعاء یُستجاب لهذا، و أیُّ عملٍ یُقبل منه و هو یُنفِق من غیر حِلٍّ؟! إن حجَّ حجَّ بحرامٍ، و إن تَصدّق تَصدّق بحرامٍ، و إن تَزوّج تَزوّج بحرامٍ، و إن صام أفطر بحرامٍ2! فَیا وَیحَه! أما عَلِم أنّ اللَهَ طَیِّبٌ لا یَقبل إلّا الطیِّبَ؟ و قد قال فی کتابه: ﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾.3»4
قال علیه السّلام: «ترکُ لُقمةِ حرامٍ أحبُّ عندَ اللَهِ من ألف رَکعةٍ مندوبةٍ، و رَدُّ دانِقٍ (و هو رَدیُّ الدّینار و الدّرهم) عن نفسک یَعدِل سبعینَ حَجّةً.»5
و قال: «ترک دانِقٍ من الحرام خیرٌ من عبادة خمسین ألفَ سنةٍ، و أفضلُ من أن یُتصدَّقَ بألف درهمٍ.»6
شرح کمفروشی نانواها و قصّابها و شیرفروشها (یخلط به آب)، سرقت خیاطها از پارچه و حکایت استاد عَلَم.7
زوّاری [زیّاتی] که عبوراً در حلب روغن میبرد، روی کاغذ سفید روغن
- بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٢٣.
- خ ل: علی حرامٍ.
- سوره المائدة (٥) آیه ٢٧.
- إرشاد القلوب، ج ١، ص ٦٩.
- بحار الأنوار، ج ٩٠، ص ٣٧٣، با قدری اختلاف.
- بحر المعارف، ج ٢، ص ٥.
- جهت اطّلاع بر حکایت استاد علم رجوع شود به امثال و حکم، ج ١، ص ١٧٠.

