جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
184٦. قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: «ما رفع أحدٌ صوتَه بغناءٍ إلّا بعث اللَهُ شَیطانَین علی مَنکِبَیه، یضربان بأعقابهما [علی صَدره] حتّی یُمسِک.»1
٧. قال أبوعبدالله [علیه السّلام]: «بیتُ الغناء لا تُؤمَن من الفجیعة، و لا تُجابُ فیه الدّعوةُ، و لا یَدخُله المَلَک.»2
٨. تفسیر أبوالفتوح:
«محمّد بن منکدر گفت: در اخبار شنیدم که خدای تعالی روز قیامت گوید: ”کجایند آنان که سمعهای خود را منزّه داشتند از لهو و مزامیر شیطان؟ ایشان را در ریاض برید!“ فرشتگان را گوید: ”بندگان مرا حمد و ثناء و تمجید بشنوانید و بگویید: ﴿أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾.3“»4
٩. تفسیر أبوالفتوح:
«رسول صلّی الله علیه و آله فرمود که: ”خدای تعالی مرا فرستاد تا هُدی و رحمت عالمیان باشم؛ و مرا امر فرمود تا مزامیر و معازف و اوتار و بتان را محو کنم.“»5
١٠. عن نَوفٍ البِکالیّ عن أمیرالمؤمنین علیه السّلام فی حدیث: «یا نَوفُ! إیّاک أن تکونَ عَشّارًا6 أو شاعرًا أو عَریفًا أو صاحبَ عَرطَبةٍ (و هی الطّنبور) أو صاحبَ کُوبَةٍ (و هو الطَّبل)! فإنّ نَبیَّ اللَه خرج ذاتَ لیلة فنظر إلی السّماء، فقال: أما إنّها السّاعةُ
- جامع الأخبار، ص ١٥٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٦، ص ٢٤٧.
- الکافی، ج ٦، ص ٤٣٣، باب الغناء؛ وسائل الشّیعة، ج ١٧، ص ٣٠٣.
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٧٠.
- روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج ١٤، ص ٢٨٩، با قدری اختلاف.
- روض الجنان، ج ١٥، ص ٢٨١، با قدری اختلاف.
- مجمع البحرین: «عَشّار: مأخوذٌ من التعشیر، وهو آخذ العُشر من أموال الناس بأمر الظالم؛ یقال عشرتُ القوم عُشرًا (بالضم)، أخذتُ منهم عُشرَ أموالهم؛ و منه العاشر.»

