جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
186و فیه: أنّ أدلّة المستحبّات لا تقاوم أدلّة المحرّمات، خصوصًا الّتی یکون من مقدّماتها؛ فإنّ مرجع أدلّة الاستحباب إلی استحباب إیجاد الشیء بسببه المباح، لا بسببه المحرّم. ألا تری أنّه لایجوز إدخال السّرور فی قلب المؤمن و إجابته بالمحرّمات، کالزّنا و اللّواط و الغناء!
و السرُّ فی ذلک: أنّ دلیل الاستحباب إنّما یدلّ علی کون الفعل لو خلّی و طبعَه خالیًا عمّا یوجب لزومَ أحد طرفیه، فلا ینافی ذلک طروُّ عنوانٍ من الخارج یوجبُ لزومَ فعله أو ترکه، کما إذا صار مقدّمةً لواجبٍ أو صادفه عنوانٌ محرّمٌ؛ فإجابة المؤمن و إدخال السّرور فی قلبه لیس فی نفسه شیءٌ ملزِمٌ لفعله أو ترکه، فإذا تحقّق فی ضمن الزّنا، فقد طَرَأ علیه عنوانٌ مُلزِمٌ لترکه، کما أنّه إذا أمر به الوالد أو السیّد، طَرَأ علیه عنوانٌ مُلزِمٌ لفعله.
و الحاصل: أنّ جهات الأحکام الثلاثة ـ أعنی: الإباحة و الاستحباب و الکراهة ـ لا تزاحم جهةَ الوجوب أو الحرمة، فالحکم لهما مع اجتماع جهتیهما مع إحدی الجهات الثلاث.»1 ـ انتهی.
أقول: إنّ ما أفاده ـ قدّس سرّه ـ فی غایة المتانة؛ و ذلک لأنّ الفقهاء لا یعاملون2 مع أدّلة المحرّمات و أدلّة المستحبّات معاملةَ التعارض حتّی یراجعوا فی مادّة الاجتماع إذا کانا عامَّین من وجهٍ، إلی التساقط و العمل بالأصل الموجود فی المقام؛ بل یقدّمون أدلّةَ المحرَّمات، فیُخصِّصون أدلّةَ المستحبّات بغیر موارد الحرمة. و لیس هذا تخصیصًا، بل تخصُّصًا و وُرودًا من دلیل المستحبّ علی دلیل الحرام؛ فدلیل المستحبّ حیث یکون موضوعُه من أوّل الأمر مقیّدًا بما إذا لم یکن
- المکاسب، ج ١، ص ٣٠٩.
- ظ: لا یتعاملون. (محقّق)

