جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
190و بالجملة: لا یُستفاد من الجمع بین الأخبار إلّا حلّیّة الغناء فی نفسه، و الحرام عنوان الزّور و اللهو و الباطل و اللَّعب. غایةُ الأمر: أنّ الشیخ (ره) ادّعی تلازمه مع اللهو، و نحن نخالفه؛ فنزاعنا معه صغرویٌّ، و العرب بالباب.1 نعم، علی فرض لهویّة غناء المغنّیة فی الأعراس، لابدّ من الذّهاب إلی حلّیّته؛ تخصیصًا للأخبار الثلاثة الواردة عن أبیبصیر.
راجع به معنای غِناء ممدوداً
در لسان العرب در مادّه غنا آورده است که:
«و فی حدیث الجمعة: ”مَن استغنی بلهوٍ أو تجارةٍ، استغنی اللهُ عنه، و الله غنیٌّ حمیدٌ.“ أی: اطَّرَحه الله و رمی به من عینه، فِعلَ مَن استغنی عن الشّیء، فلم یَلتفت الیه. و قیل: ”جَزاه جزاءَ استغنائه عنها؛ کقوله تعالی: ﴿نَسُواْ ٱللَهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾.2“
و قد غَنِیَ به عنه غُنیةً و أغناه الله و قد غَنِیَ غِنیً و استغنی و اغتَنیٰ و تَغانیٰ و تَغَنّیٰ فهو غَنِیٌّ. و فی الحدیث: ”لیس منّا مَن لم یَتغَنَّ بالقرآن.“ و قال أبوعُبَید: ”کان سفیان بن عُیَینةَ یقول: لیس منّا من لم یستغن بالقرآن عن غیره و لم یذهب به إلی الصّوت.“ قال أبوعبید: ”و هذا جائزٌ فاشٍ فی کلام العرب. تقول: تَغَنَّیتُ تَغَنّیًا بمعنی: استغنیتُ و تغانیتُ تغانیًا أیضًا.“ قال الأعشیٰ:
و کنتُ امْرَءًا زَمَنًا بالعِراق *** عَفِیفَ المُناخِ طَویلَ التَّغَنِّ یریدُ الاستغناءَ. و قیل: ”أراد مَن لم یجهر بالقراءة.“
- ضرب المثل است برای جایی که میخواهند به قول و روایت عرب استشهاد کنند؛ و از قول کسائی در قضیّۀ زنبوریّه و بحث بین او و سیبویه أخذ شده است که کسائی در استشهاد به قول خود گفت: «العرب بالباب فسأله!» (محقّق)
- سوره التوبة (٩) آیه ٦٧.

