جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
42فَقَد حَکَمَ، و الحُکمُ لا یَصِحُّ إلّا بإذنٍ مِنَ الله و بُرهانِه، و مَن حَکَمَ بِالخَبَرِ [بالخیر] بِلا مُعایَنَةٍ، فَهُوَ جاهلٌ مَأخوذٌ بِجَهلِهِ، مَأثومٌ بِحُکمِه.“
قالَ النّبِیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”أجرَؤُکم علی الفُتیا أجرَؤُکم عَلَی اللهِ عزّوجلّ. أ وَ لا یَعلَمُ المُفتی أنّه هو الّذی یَدخُلُ بَینَ الله تَعالی و بَینَ عباده، و هو الحاجِزُ (الحائر) بَینَ الجَنَّةِ و النّارِ؟.“
و قالَ سُفیانُ بنُ عُیَینةَ: کیف یَنتَفِعُ بِعِلمی غَیری و أنا قد حرَمتُ1 نفسی نفعَها؟! و لا تَحِلُّ الفُتیا فی الحَلالِ و الحَرام بینَ الخَلقِ إلّا لمَن اتَّبَع الحقَّ (لِمَن کانَ أتبَعَ الخَلقِ) مِن أهلِ زمانه و ناحیَتِهِ و بَلَدِه بالنّبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم، و عَرَف ما یَصلَح من فُتیاه؛ قال النبیّ صلّی الله علیه و آله: ”و ذلک لَرُبّما2 و لعلّ و لَعَسی؛ لأنَّ الفُتیا عظیمةٌ.“
قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام لِقاضٍ: ”هل تَعرِفُ النّاسِخَ مِن المَنسوخِ؟“ قال: لا. قال: ”فَهَل أشرَفتَ عَلَی مُرادِ الله عَزَّوَجَلَّ فی أمثالِ القُرآن؟“ قال: لا. قال: ”إذًا هَلَکتَ و أهلَکت.“
و المُفتِی یَحتاجُ إلی معرفةِ معانی القرآن، و حقائق السُّنَنِ، و مواطنِ (بواطن) الإشاراتِ و الآدابِ و الإجماعِ و الاختِلافِ، و الاطِّلاع عَلیٰ أُصولِ ما اجتمَعوا علیه و ما اختَلَفوا فیه، ثُمّ إلی حُسنِ الاختیارِ، ثُمّ إلی العَمَل الصّالِح، ثُمّ الحِکمَةِ، ثُمّ التَّقویٰ، (ثُمَّ حینَئِذٍ أن قَدَرَ.)»3 ـ انتهی.
و ما در صفحه ٢٣٤ از جُنگ شماره ٦ در این زمینه روایاتی از بعضی از بزرگان نقل کردهایم و ظاهراً اصل آن روایت همین روایت است.4
- حَرَم ﹻ و حَرِم ﹷ فلانًا الشیءَ: مَنَعَه ایّاه.
- أی: بالتّرجی و التمنّی.
- مصباح الشریعة، ص ١٦؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٢٠.
- جنگ ١٣، ص ٢٠.

