جلد هفتم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوعِ «فقه و اصول» میباشد که گردآوری چنین مباحثی در کنار هم که برخی مزیّن به تحقیقاتِ عمیق مرحوم مؤلّف و مرحوم معلّق است، برای اهل علم و فضل شکافندۀ افقی جدیدی در مبانی فقهی و اصولی خواهد بود. مهمترین مباحث این مجلّد: • کیفیت تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان، وجه شهادت به ولایت در اذان و اقامه، عدم جواز فتک و ترور، مباحثی در باب ولایت و حکومت • رسائلی پیرامونِ حرمت غناء، حرمت بازی با شطرنج، حرمت ربا، جواز حق التألیف، عدم جواز قضاوت زنان، استحباب اکیدِ مهرالسنة، جواز طواف به دور قبور اهل بیت علیهمالسلام • مباحثی در فقه اهل سنت و نقد و بررسی آن. • مباحثی در اصول فقه و قواعد فقهیه؛ همچون بررسی احادیث «مَنْ بَلَغ»، و بررسی «حدیث رفع»؛ و دیگر مطالب متنوّع فقهی و اصولی. • و همچنین برگزیده برخی کتب فقهی و اصولی.
مطلع انوار ج7
84داد؛ چون عثمان سورۀ توبه را که ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ ندارد، از متمّمات سورۀ انفال میداند، و بنابراین این دو سوره ـ که مجموعاً در نزد او یک سوره بودند ـ از سورههای طولانی محسوب میشده است. ولی چون به عثمان اعتراض کردند که رسول الله سورۀ یونس را بعد از سورۀ اعراف قرار داده و او را جزء طوال شمرده است، عثمان جوابی نداشت که بدهد و گفت: ”من بر این قرارداد رسول خدا مطّلع نبودم.“
و امّا سنن: که در این روایت آمده، من جایی ندیدهام و آنچه در بعضی از روایات آمده است، مِئین است؛ یعنی سورههایی که در حدود صد آیه هستند. و شاید هم سنن در این روایت، همان مئین بوده و به وسیلۀ کُتّاب تحریف شده باشد.1
و مشهور آن است که قرآن را به سه قسمت میکنند: سورِ طوال و مِئین و مفصَّلات؛ غایة الأمر از سورۀ عمّ تا آخر قرآن را هم سور قصار میگویند.
و امّا مَثانی: من به یاد ندارم که بر بعضی از سور قرآن اطلاق شده باشد؛ زیرا معنی ثنی یثنی یعنی خَم شدن و برگشتن، و چون بسیاری از آیات قرآن ناظر بر بعضی از آیات دِگر است، کأنّه این آیات دو مرتبه ذکر شده است، یکی معنای خود آیه و یکی نظری که به آیۀ دیگر دارد؛ و آن آیه قبل نیز دو مرتبه ذکر شده است، یکی خود آیه و یکی این آیه دگر که راجع به اوست و معنای آن را در خود بازگو میکند. و چون تمام آیات قرآن ناظر به یکدیگر است و هر آیه معنای آیه دیگری را متضمّن است، بنابراین تمام قرآن را میتوان مَثانی گفت؛ چنانچه در آیه ٢٣ از سورۀ زمر [٣٩] وارد است که: ﴿ٱللَهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَهِ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَهِ يَهۡدِي
- مهر تابان، ص ١٥٢:
«عبارت سُنَن در جواهر، طبع حاج موسی ملفّق، آمده است، ولی در طبع حروفی نجف، همان لفظ مِئین را ثبت کردهاند؛ و چون به اصل آن در کافی مراجعه شد ( اصول کافی، طبع حروفی، ج ٢، ص ٦٠١) آنجا نیز مئین ضبط شده است.»
- مهر تابان، ص ١٥٢:

